تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٣ - شرح آيات
/ ٢٨٨
آدمى نسبت به پروردگار خود ناسپاس است
شرح آيات
[١] براى آن كه از بزرگوارى مجاهدان در نظر خدا، و از بزرگ بودن نقش اسبهاى ايشان كه در راه او تاخت و تاز مىكنند آگاه شويم، خدا به آنها سوگند ياد مىكند، بدان سبب كه نور اسلام را به همه آفاق حمل مىكنند، و گزيده بندگان خدا را كه خودشان را وقف پراكنده كردن دعوت او كردهاند، بر پشت خود به اين جا و آن جا مىبرند.
«وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً- سوگند به اسبهاى مجاهدان كه بانگ در گلو افكنده تازان پيش مىروند.» چنان مىنمايد كه كلمه «عدو» در اصل گذشتن و تجاوز از حد بوده، و دشمن را از آن روى عدوّ ناميدهاند كه در عملكرد خود از حد تجاوز مىكند، و عدوان يعنى تجاوز از حد نيز از همين ماده است، و منتها درجه تندى در راه رفتن را نيز به همين سبب عدو مىنامند.
لذا اسبان دونده را، با اشتقاق از عدو، عاديات مىگويند، و در اين جا عدو به معنى دور كردن پاها در ضمن حركت سريع است.
/ ٢٨٩ اما ضبح را گفتهاند كه به معنى دم زدن به نيرو است، و به قولى حمحمه اسبان است، و به نظر من مقصود از آن دگرگون شدن حال و رنگ است، و چون رنگ كسى تغيير كند، مىگويند «انضبح لونه»، و شايد خاكستر را نيز بدان سبب ضبح مىخوانند كه رنگ آن با رنگ چيزى كه اصل آن بوده متفاوت است، و چنين است در اسبان دونده كه براى آنها تغيير حال و رنگ و حمحمه حاصل مىشود، و در