تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٧ - شرح آيات
كه بنا بر آنها پس از نزول وحى به خديجه گفت: اى خديجه! مرا چه مىشود، و خبر وحى را به او رساند، و گفت: بر نفس خود بيمناكم، پس خديجه به او گفت
هرگز ... مژده مىدهم تو را كه خدا هرگز اندوهناكت نخواهد كرد، تويى كه صله رحم مىكنى، و راست مىگويى، و همگان را تحمل مىكنى و به پذيرايى از مهمان مىپردازى و در سختيهاى روزگار به كمك ديگران مىپردازى.
آرى. من نمىتوانم اين نصها را كه مخالف با ظاهر قرآن است بپذيرم و وسيلهاى براى خاورشناسان براى ايستادن در مقابل رسول اسلام است، و اعتقاد من آن است كه پيامبر اسلام بىصبرانه چشم به راه رسيدن وحى بود، و چون جبرييل بر او نازل شد، خدا راستى حادثه را به او شناساند و گفت
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ- بخوان به نام پروردگارت كه آفريد.» و خواند: باسم اللَّه الرحمن الرحيم، و اين آغاز رسالت است، و هر چند فاتحة الكتاب،/ ٢٢٠ بنا بر آنچه خداوند در صورت نهايى قرآن مقرر فرموده بود، آغاز اين كتاب آسمانى شد، پنج آيه سوره علق آغاز تنزيل به شمار مىرود. و اين نكته شناخته است كه ميان آنچه خدا در شب قدر به يكباره تمام قرآن را نازل كرد، و صورتى كه به شكل تدريجى قرآن در ظرف مدت بيست و سه سال دعوت رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- بر پيامبر اسلام نازل شد، تفاوتى وجود دارد.
به همين سبب در حديث آمده است از امام جعفر صادق- عليه السلام- كه گفت: نخستين چيزى كه بر رسول اللَّه نازل شد بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ بوده و آخرين آن إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ. [٥] شايد وحى براى بشريت عهدى از قرائت را آغاز كرده است كه پس از زمان پيغمبر- صلى اللَّه عليه و آله- به صورت فعلى ملازم با انسان و على رغم وجود پديده كتابت از صدها سال پيش از اسلام سابقه داشته است، ولى با اسلام به صورتى گسترش پيدا كرد كه اكنون نشانه و علامت آشكار انسان شده است.
[٥] - نور الثقلين/ ج ٥، ص ٦٠٩.