تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٤ - شرح آيات
كرده بود كه به نام آن سرورى ستمگرانه خويش را بر جزيرة العرب تحميل كرده بودند.
/ ٢١٧ انسانيت گرفتار عذاب شده در اطراف و اكناف جزيرة با پايان يافتن صبرش چشم به راه آن بود كه وى به كشتن دختران بىگناه پايان دهد، و از كشته شدن كودكان جلوگيرى به عمل آورد، و مانع هتك حقوق مردم شود، و رواج زنا را از جامعهاى براندازد كه در آن به هر سو نظر مىشد، فقر و مسكنت و عقب ماندگى همچون نشانههاى بارزى از اجتماع به چشم مىخورد.
ولى فرهنگى كه فراهم آمده از تودهاى اسطورهها و خرافات بود، در خدمت گردنكشان و متنعمان قرار داشت، و وسيلهاى براى برانگيختن تعصبات قبيلهاى و افتخارات دروغين به شمار مىرفت، و افزارى براى روشن كردن آتش كينههاى كهن بود، و پيوندهاى اقتصادى به صورت مجموعهاى از قيد و بندها براى جلوگيرى از فعاليت انسان در آمده و بر اساس ستم و قهر و غلبه و اختلاف طبقاتى متكى بود.
اوضاع در بيرون جزيره نيز به هيچ وجه بهتر از اين نبود كه تحريف و نفاق پيروان موسى و عيسى- عليهما السلام- را به دورترين حدود گمراهى رسانيده بود.
براى رهانيدن انسانى كه در منجلاب نادانى و پس ماندگى غوطهور بود، فرهنگ و ادبى ربّانى ضرورت داشت، و خداوند متعال بزرگترين فرشتگان خود روح القدس را برانگيخت تا برگزيده او محمد را به اين ادب مؤدب سازد، و جبرييل را به رساندن وحى الاهى به سوى او روانه كرد.
و اينك پارهاى از آنچه امير المؤمنين (ع) در نهج البلاغه آورده است
«و گواهى كه محمد بنده او و پيامبر او است. او را بفرستاد با دينى آشكار و نشانههايى پديدار و قرآنى نبشته در علم پروردگار، كه نورى است رخشان، و چراغى است فروزان و دستورهايش روشن و عيان، تا گرد دو دلى از دلها بزدايد، و با حجت و دليل ملزم فرمايد، نشانههايش ببينند و بيش نستيزند، و بترسند و از گناه بپرهيزند. و اين هنگامى بود كه مردمان به بلاها گرفتار بودند، و ريشههاى دين