تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠ - شرح آيات
اساسى بشرى است كه در كنار حقايق جزئى متوقف مىماند. آيا آثار قدرت پروردگار را در هر ياخته و ذرّه، با هر لحظه از لحظههاى زندگى نمىبينيم؟ چرا.
پس چرا هنوز قلب درباره آخرت دچار شك و ترديد و از فهميدن آن عاجز است؟ و حتى مؤمنان به اين حقيقت را مىبينيم كه باز در برابر آن ترديد دارند، و اين نتيجه آن است كه با خرد و فهم خويش در كنار حقايقى كه قدرت پروردگار در آن متجلى مىشود، به طرف بالا صعود پيدا نكردهاند، و از همين رو نمىتوانند وسوسههاى شيطان را از قلبهاى خود دور كنند. خدا چگونه آدمى را پس از آن كه مرد و خاك شد بار ديگر زنده مىكند؟ بياييد چنين فرض كنيم كه: آن ياخته زندهاى كه انسان از آن به وجود آمده، به همان صورت بدون نابود شدن باقى بماند، و ياختههاى اضافى جمع شده در كنار آن پس از انجام يافتن عمل بارورى همه از ميان رفته باشد، و خداوند متعال اين ياخته را در گور يا در ظرف ديگر به همان گونه محفوظ نگاه دارد كه پيش از آن در صلب مرد آن را حفظ مىكرد، و سپس زمينه را براى نمو دوباره آن به همان گونه كه در رحم نمو مىكرد فراهم آورد. آيا چنين كارى عجيب و غريب است؟ هرگز ... و ما مىدانيم كه ياخته زنده مىتواند در اوضاع و احوال مختلف و به اشكال گوناگون زنده بماند، و بعضى از ياختهها را ديدهايم كه در اوضاع بسيار دشوار زندگى خود را ادامه مىدهند، پس چرا بايد از اين در شگفت باشيم كه ياخته اصلى از همين گونه است؟
اين انديشه همچون نظريهاى براى حلّ اين معما كفايت مىكند كه: چگونه/ ١٩ خدا انسان را پس از مرگ به زندگى باز مىگرداند؟ و من مىگويم: (كفايت مىكند) بدان جهت كه ارزش نظريه حلّ معما است، و شايد نظريههاى ديگرى هم بوده باشد، ولى وجود يك نظريه براى از بين بردن حالت شك و ترديد كفايت مىكند.
بايد دانست كه آنچه گفتم نظريه محض نيست، بلكه درباره آن روايتى از امام صادق- عليه السلام- رسيده است: از او پرسيدند كه آيا جسد مرده نابود مىشود؟ گفت: «آرى، به صورتى كه از آن گوشت و استخوانى باقى نمىماند،