تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦ - شرح آيات
[٥] و براى آن كه انسان درباره فرشتگان حافظ خود آگاهى بيشتر حاصل كند، بايد در خصوص پيدايش خود بينديشد: كه جز نطفهاى سست و ضعيف در پشت پدر يا زهدان مادر نبود. آيا چه كس در مسير دشوارى كه پيموده او را حفظ كرده است؟ آيا مىدانيد كه چه سازمان و تشكيلات دقيقى بر نطفه محيط است كه در ميان آن در رحم مادر تطوّر و تكامل پيدا مىكند؟ و آيا براى تو، در آن هنگام كه نطفه بودى، امكان آن وجود داشت كه خود را از خطرها حفظ كنى؟
/ ١٥ «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ- پس انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده است.» اين نگريستن افقهايى از معرفت را در برابر انسان مىگشايد، چه از اين طريق به حقيقت نفس خود و وسعت دامنه وابستگى خويش به بندگى و نيازمندى آگاهى حاصل مىكند، پس از تاريكيهاى غرور و كبر و خود بزرگبينى خارج مىشود، و به نور واقعيت و فروتنى راه مىيابد، و نيز (با نظر كردن به آغاز پيدايش خود) از آينده خود آگاهى پيدا مىكند. آيا انسان به همان گونه كه آغاز شد باز نمىگردد؟
[٦] براى ما تصور كردن نيستى و عدم دشوار است، در صورتى كه خداى آفريننده ما را از چيزى كه بود نيافريده و نمونهاى براى آفريدن نداشته، ولى آيا نمىتوانيم مسافتى را كه ميان نطفه و انسان كامل وجود دارد تصور كنيم؟ در اين هنگام در خواهيم يافت كه مسافت ميان پيدايش نخستين كه در آن خدا ما را از خاك آفريد و ميان آن زمان كه ما را به صورت نطفه آفريد، دورتر و بزرگتر است.
اما مسافت ميان نيستى و هستى با هيچ مسافت ديگرى قابل مقايسه نيست، بدان سبب كه تصور كردن و دريافتن نيستى از طرف ما مستحيل مىنمايد.
پس بهتر است به آن زمان نظر افكنيم كه در آن قطرههاى آبى جهنده بوديم، و بپرسيم: چگونه بوديم، و اكنون چه شدهايم؟ آيا آن كس كه ما را از آن حالت به حالت كنونى رساند، نمىتواند پس از مرگ ما را به زندگى باز گرداند؟
چرا. او بر همه چيز توانا است.