تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٤ - شرح آيات
پيامبر خود صالح خواستند كه آيتى از خدا بر ايشان نازل شود كه بتوانند آن را ببينند، و پيشنهاد كردند كه آن ماده شترى باشد كه از دل كوه بيرون آيد، و پيمان سپردند كه با ديدن اين آيت خدا به او ايمان آورند، ولى او را تكذيب و ماده شتر را پى كردند، پس عذاب خدا بر ايشان نازل شد.
«فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها- پس رسول خدا به ايشان گفت كه اين ناقه خدا است و بگذاريد سهم آب خود را بنوشد.» گفتند: معنى آن چنين است كه از ناقه پرهيز كنيد، چنان كه گفته شود، شير، شير، يعنى شير است و از او دورى جوييد، و بچه، بچه، يعنى مواظب باشيد كه بچه، مثلا، در چاه نيفتد. و براى بزرگداشت ناقه آن را به خدا نسبت داد و ناقة اللَّه گفت از آن روى كه آيتى خدايى بود، پس بر ايشان واجب بود كه از خدا بترسند و به آن حيوان كارى نداشته باشند، اما كلمه «سقياها» يعنى اين كه بگذاريد سهميه آب خود را بنوشد، كه يك روز آب به او اختصاص داشت و يك روز به ايشان.
[١٤] ولى آنان رسول خدا را تكذيب و ناقه را پى كردند و از فرمان و بيم دادن خدا سرپيچى كردند، پس گرفتار عذاب شدند و از روستاهاى ايشان چيزى بر جاى نماند.
«فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ- پس (صالح) را تكذيب و ناقه را پى كردند و پروردگارشان عذاب بر ايشان نازل كرد.» گفتهاند: دمدم على الشيء يعنى چيزى بر آن قرار داد، و «دمدمت على الميت التراب» يعنى بر مرده خاك ريختم تا قبر با زمين يكسان شد، و ظاهرا دمدمة به معنى عمل تدريجى و تكرار شده است.
/ ١٤١ «بِذَنْبِهِمْ- به سبب گناهشان.» پس برانداختن آن قوم ستم نبود، بلكه كيفر اعمالشان بود، و هر كه گناه كند، بايد خود را براى چنين دمدمهاى آماده سازد.
«فَسَوَّاها- پس آنان را با خاك يكسان كرد.»