تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٢ - شرح آيات
طغيان دروغ شمردن آيات خدا نتيجه مىشود و در به روى خود بستن از آژير و انذار، و نتيجه تكذيب كردن حرمان و ناكامى، اگر در حال گرسنگى دوستت تو را به يك مهمانى دعوت كند و تو سخن او را دروغ شمارى چگونه خود را از چيزى لازم براى خود محروم ساختهاى؟! كار پيامبران نيز چنين است كه مردمان را به رحمت خدا خواندند و گروهى به تكذيب آنان پرداختند، و به همان گونه گرفتار خيبت و نوميدى شدند كه قوم ثمود تكذيب كننده آيات خدا شده بودند
«كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْواها- ثموديان (صالح پيامبر را) به سبب طغيان خويش تكذيب كردند.» گفتند: «بطغويها» يعنى «بطغيانها»، يعنى طغيان سبب تكذيب بوده است، و در روايت مأثور از امام باقر- عليه السلام- آمده است كه در تفسير اين آيه گفت: «و طغيان او را بر آن داشت كه تكذيب كند». [٤] بعضى گفتند كه طغوى به معنى عذاب طاغى و شديدى است كه آن را دروغ مىشمردند، و گفته اول درستتر است.
/ ١٣٩ [١٢] تكذيب صفتى مشترك در ميان همه ثموديان بود، ولى در يكى از آنان به صورتى خاص تجلى داشت و آن كسى بود كه پس از رسيدن ناقه صالح همچون آيتى الاهى به آن قوم، اين شتر را پى كرد.
«إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها- كه شقيترين ايشان (به كشتن شتر صالح) بر پا خاست.» بدين گونه يك كس يا كسانى معدود جريمهاى را مرتكب مىشوند، ولى ديگران به آن رضا مىدهند، زيرا چنين كارى در صورتى ممكن است كه روش اجتماعى اين اجازه را به مجرمان بدهد: ساكت ماندن نيكان و اهل صلاح، به بانك بلند تكذيب كردن مكذّبان، و خودستايى مجرمان و گناهكاران. و به همين سبب از امام على- عليه السلام- چنين روايت شده است: «اى مردم! خشنودى
[٤] - همان جا.