تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٧ - شرح آيات
[١١] هر چه در انسان است مسئوليتى را منعكس مىكند كه بر او تحميل شده است، و به او فجور و تقوى را الهام كرده، و در درون او انگيزههاى خير و شر را پديد آورده، و چيزها را مسخر او ساخته است كه در يكى از دو راه آنها را به كار برد.
و سؤالى كه پيش مىآيد اين است: آدمى بايد چه كند تا به انجام دادن مسئوليتى كه هدف از آفرينش او بوده است موفق شود؟ بايد به آن بپردازد، و تا چنين نكرده است در پس ديوار عقب ماندگى قرار دارد.
«فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ- پس از گردنه دشوار نگذشته است.» آيا از كوه بالا رفتهاى، و آيا تصادف تو را با راهى دشوار و تنگ در ميان صخرهها رو به رو كرده است كه در اين سختى دره هولناك گود را در زير پاى خود ببينى؟ حالت روانى چنين كوهنورد شجاع همان حالت مطلوب در رو به رو شدن با دشواريها در زندگى و تحمّل مسئوليتها است، نيازمند نهايت درجه از فهم و برندگى در عزم و تصميم، و شيردلى و شجاعت در اقدام است. هر وسوسه يا ترديد يا لرزيدن قدم، يا هر غفلت و سهلانگارى سبب فرو افتادن در پرتگاه ژرف هولناك خواهد شد! درباره اقتحام گفتهاند كه آن: داخل شدن به تندى و با فشار و سختى است، و عقبه راهى در كوه است كه بالا رفتن از آن به دشوارى صورت پذير است.
[١٢- ١٣] آن عقبه چه چيز است؟ تجاوز كردن از بخل و آزمندى نفس و پيروز شدن بر هواى آن با بخشندگى و از خودگذشتگى است.
/ ١٢٢ «وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ* فَكُّ رَقَبَةٍ- و تو چه دانى كه آن عقبه چيست* آن است كه بندهاى آزاد شود.» گفتهاند كه «فكّ رقبة» شمول بيشترى از آزاد كردن برده دارد، چه آزاد كردن يا عتق به صورت كامل صورت مىگيرد، در صورتى كه فك رقبه به مشاركت با ديگران صورت مىگيرد، و در اين باب حديثى مأثور از رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله- روايت شده است. آن حديث مرفوع از براء بن عازب چنين است: يك اعرابى نزد پيامبر آمد و گفت: يا رسول اللَّه! عملى به من بياموز كه مرا به بهشت