تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٨ - زمينه كلى سوره
نتيجه يا به بهشت متمايل مىشود يا به دوزخ، پس از آن ديگر مختار نيست، و آزادى اختيار يكى از دو طرف را ندارد، بلكه بدان گونه باقى ماند كه نخست برگزيده بود: يا به بهشت نور كه جاودانه در آن جاى خواهد داشت، يا به جهنم آتش كه در آن هميشه، يا فقط براى مدتى، درنگ خواهد كرد.
برگزيدن شر چگونه صورت پذير مىشود؟ نيازى به فهم و عزم ندارد، بلكه غفلت و انس گرفتن با شر راهى براى رسيدن به آتش است، به همان گونه كه اگر آدمى در حال بالا رفتن از كوه باشد، سقوط آن به دره نيازى به اراده و حكمت ندارد، بلكه بايد يك لحظه نفس را به خود واگذارد تا او را خرد شده بعد از لحظاتى مشاهده كنيم، در صورتى كه انتخاب كننده بهشت مىبايستى مسلح به فهم ذاتى و عزم اراده باشد، و شايد/ ١١١ همين بينش و بصيرت محور سوره بوده باشد.
در بخش اول سوره بصيرتى از خود پيدا مىكنيم، در حالى كه ما در كبد (زمين و مكان) جاى داريم، و بر ما لازم است كه اين را بدانيم تا با عزم اراده به چالش دشواريها برخيزيم، و اين را بدانيم كه خدا بر ما توانايى دارد و بنا بر اين بايد مراقب او باشيم، و از ما آگاه است پس نبايد خودمان را فريب دهيم، خصوصا در هنگام انفاق، كه گمان كنيم كه: مال فراوانى را از دست دادهايم.
بخش دوم سوره ضرورت عبور از گردنه و گذشتن از پيچ خطرناك را به ياد ما مىآورد كه در آن شخص خود را در ميان دو امر مشاهده مىكند: يكى سقوط در دامهاى هواى نفس، و ديگرى پرواز كردن به طرف آسمان حق.
پس از آوردن دو مثال براى گذشتن از گردنه، كه يكى آزاد كردن بنده است، و ديگرى خوراك دادن به نيازمندان گرسنه، به اوج تحول مثبت در نزد كسانى مىرسيم كه به صورت ايمان تمام و سفارش كردن به يكديگر درباره بردبارى و مرحمت جلوهگر مىشود.
در پايان سوره به تحول منفى در نزد بعضى ديگر اشاره مىشود، كه به صورت تمايل به طرف چپ جلوهگرى مىكند كه آتش دوزخ در بسته نماينده آن است.