تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٠ - شرح آيات
مىفرستادم.» حياتى كه حيات حقيقى است، و حيات جاودانى زوال ناپذير است.
[٢٥] در اين جا عذاب الاهى است كه پروردگار به آن تجلّى پيدا مىكند، و قيد و بند الاهى كه تجلّى غضب او است.
«فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ- در آن روز هيچ كس عذابى چون عذاب او نمىدهد.» بدان سبب كه خدا اعظم و اكبرى است كه هيچ چيز از او با هيچ چيز از آفريدگانش قابل مقايسه نيست. و آدمى از عذاب دنيا مىگريزد، و نمىداند كه عذاب خدا در آخرت قابل قياس با آزار و عذاب دنيا نيست.
در دعاى امير المؤمنين على- عليه السلام- آمده است: «و تو ضعف مرا در برابر اندكى از بلاى دنيا و عقوبتهاى آن و آنچه از ناراحتيها كه به اهل آن مىرسد، مىدانى، در صورتى كه اين/ ١٠٣ بلا و مكروه اندكى درنگ مىكند و مدت آن كوتاه است، پس چگونه مىتوانم بلاى آخرت و مكاره و آزارهاى بزرگى را كه در آن وقوع پيدا مىكند تحمل كنم؟! و آن بلايى است كه مدتش دراز مىشود، و ايستادنش دوام پيدا مىكند، و به اهلش از آن تخفيف داده نمىشود، بدان سبب كه جز از خشم و انتقام و غضب تو نيست، و اين چيزى است كه آسمانها و زمين تاب آن را ندارند، اى سرور و آقاى من، پس من بنده ضعيف و ذليل و حقير و مسكين و مستكين تو چه مىتوانم بكنم؟!». [٨] [٢٦] به همان گونه كه هيچ چيز شبيه زندان و قيد و بند خدا نيست.
«وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ- و هيچ كس نمىتواند همچون دربند كردن او كسى را دربند كند.» [٢٧] آيا اين بهتر است يا سرنوشت مؤمنانى كه براى زندگى ديگر خويش از پيش خرج كردند و به آبادى آخرت خود پرداختند، و جانهاى آنان به آرامش
[٨] - مفاتيح الجنان، دعاى كميل.