تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨١ - و سخنى پايانى
ايمان آوردهايد! فرمان بريد از خدا و از رسول و صاحبان امر خود فرمان بريد»، زيرا ايشان حجّت خدايند و در اويند كه (فرمانها) از آن درمىآيد، و پيوستن به آنان و تسليم به رهبرى ايشان جزئى جدايى ناپذير از ايمان راستين و حقيقى است كه انسان را به درجه دوستداران راستين و شهيدان بالا مىبرد. و آيا ايمان جز به دوستدارى و فرمانبردارى از اولياء و جدا شدن از سلطه هر رهبريى جز رهبرى ايشان راستين تواند بود؟! و آيا گواهى و شهادت امّت عادى جز به گواهى و شهادت رسول بر آن كامل و تمام خواهد بود؟! ...
از اين روست كه خداوند بر ايمان به خود، ايمان به فرستادگانش را عطف كرده و گفته است
«وَ رُسُلِهِ- و فرستادگان او.» مراد تمام فرستادگان و رسولاناند، زيرا مسير و راه آنان يكى و هر يك كامل كننده آن ديگرى است، و آنچه آوردهاند از ارزشها و اندرزهايى كه بيان كرده و روشهاى نيك و سيرتهايى صالح كه نهادهاند، همه اندوختهاى براى تمدّن است و جا دارد و مىسزد كه بشريّت و طبيعة مؤمنان از آنها بهره جويند. و در مورد فرمانبردارى عملى از رسول آنچه از شرايع و قوانين پيشين نسخ نشده به قوت خود باقى است (و بايد اطاعت شود) زيرا رسالتها در پى يكديگر و براى تكميل مسير (شريعت الهى) آمدهاند.
شايد حكمتى كه در تأكيد بر ايمان به تمام رسولان وجود دارد اين باشد كه ممكن است آنجا كه پيش از اين (قرآن) اهل كتاب را انتقاد كرد و انحرافشان را نشان داد، پارهاى ذهنها چنين پندارند كه آن طعن و انتقاد متوجه رسالتهاى پيشين است، از اين رو روند آيه و بيان الهى با تأكيد بر ضرورت ايمان به تمام رسالتها اين شبهه را زايل و بر طرف كرد. و آن گاه كه بشر به سطح ايمانى كه پيش ازين بيان شد ارتقا يابد، دوستدار ناب يا شهيد مىشود و اشاره قرآن شامل او مىگردد كه
«أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ- و آنان همان دوستداران راستين و شهيدان نزد پروردگار خويشند،»