تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٧
«سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ- تفاوتى نكند، چه برايشان آمرزش بخواهى و چه نخواهى. خدايشان هرگز نخواهد آمرزيد.» در اين آيه پارهاى افكار مربوط به موضع اسلام را نسبت به قضيه شفاعت مىخوانيم
نخست: سعى ذاتى نخستين محور تأثير شفاعت در مسير عملى انسان و سرنوشت او در پيشگاه خداوند است، آنجا كه شفاعت در مورد كسى كه اساس راه او درست باشد پذيرفته مىشود، اعمال صالح او شفيع او مىشوند و آمرزش خواهى مقرّبان در حق او قبول مىشود، امّا اگر منافق يا كافر يا مشرك باشد مقرّبان هرگز براى او آمرزش نمىخواهند، و اگر هم آمرزش بخواهند آن را به صورت ظاهر مىطلبند،/ ٤٢١ زيرا مقرّبان (پيامبران و اوصياء) به خشنودى خدا خشنودند و به خشم او خشمگين مىشوند، پس منافقان را دوست ندارند و وقتى برايشان آشكار شود كه آنان بيقين دشمنان خدايند مايل به نجات آنان نمىشوند، چنان كه ابراهيم (عليه السّلام) براى پدرش آمرزش خواست پيش از آنكه براى او بروشنى معلوم شود كه وى دشمن خداست، امّا وقتى براى او اين معنى روشن شد از وى بيزارى جست.
هم چنان كه صرف آمرزش خواهى ديگران منافق را در صورتى كه خود خويشتن را عوض نكند، تبديل به مؤمن نمىگرداند و خدا نيز تا وقتى او خود براى خويش آمرزش نخواهد او را نمىآمرزد. خداى تعالى گفت: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ (فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ) وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً [١٧]- و اگر به هنگامى كه بر خود ستم كردند (و مرتكب گناهى شدند) نزد تو آمده بودند و از خدا آمرزش خواسته بودند و پيامبر بر ايشان آمرزش خواسته بود، خدا را توبه پذير و مهربان مىيافتند.» دوم: شفاعت در يك تحليل عميق عبارت از اين است كه حسنه بزرگى
[١٧] - النساء/ ٦٤.