تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٨ - و آخرين سخن
از حالت كفر به ايمان نسبت به پيامبر نمىجهد، بلكه ناگزير بايد نخست به خدا ايمان آورد و سپس به فرستاده او، همچنين از كفر به تقوايى كه از نخستين مراحل ايمان است نمىجهد مگر پس از آن كه به خدا و پيامبر ايمان بياورد.
/ ١١٩ «اتَّقُوا اللَّهَ- از خدا پروا داريد و پرهيزگارى كنيد،» و به عبارتى: مسافت ميان انسان و پذيرفتن وحى و پيروى از رهبرى مكتبى سرشار از مقاومتها و مخالفتها و فشارهاست، و انسان نمىتواند جز با رهتوشه تقوا و پرهيزگارى از اين خارستان كه همه جا با تيغهاى آن روبرو مىشود بگذرد.
«وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ- و به پيامبرش ايمان بياوريد،» پس اين محك ايمان و پرهيزگارى است، و ارزش ايمانى كه در واقع انسان را به ولاء و طرفدارى دينى، اجتماعى، سياسى و عملى نسبت به رهبرى مكتبى شايسته متحوّل و دگرگون نسازد و به شخصيّت انسان حالتى ربّانى، دور از قالبهاى حزب گرايى كوركورانه، و تعصّب تنگ نظرانه، و قوميّت محدود و وطن پرستى دروغين و ... و ... ندهد، چيست؟ و چه اثرى دارد؟
ايمانى كه اجتماعى صالح نسازد، زمين را آباد نكند، به ناتوانان يارى ندهد و با گردنكشان و مجرمان نستيزد، چه ارزشى دارد؟ آرى، انسان (مؤمن) با فشارهاى رهبريهاى منحرف و اجتماع پيرامون خود روبرو مىشود، امّا بايد بداند آنچه همراه با تقوا و پيروى از رهبرى (راستين) به دست مىآورد بهتر از حطام و خس و خاشاك دنياست.
«يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ- تا شما را از رحمت خود دو بار مزد دهد.» گفتهاند الكفل چيزى است كه سوار بر كوهان شتر مىافكند و آن را وسيلهاى براى نشستن خود بر پشت شتر قرار مىدهد، و هر كس را كفلى «جهاز شترى» نصيب است، پس معنى و كاربرد آن تحوّل يافته تا آنجا كه اين كلمه به معنى نصيب كامل شخص درآمده است. كسى كه خداى را پرهيزگارى كند و به پيامبر ايمان آورد دو نصيب و بهره دارد، در دنيا به سبب رهبانيّت بيرون از اندازه،