تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٤ - ساعتهاى دنيا بهتر از ساعتهاى آخرت است
دچار خودبينى و فخر مىشود.
سپس اين حالت روانى اجتماعى به صورت عملى خارجى درمىآيد كه خودبين متكبّر بدان مىپردازد تا بزرگى خود را بر ديگرى از طريق افزون نمايى و مسابقه مادّى ثابت كند، خداى تعالى گفت: «وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً ...
وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ (أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً). وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ (وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ) قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً. وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً [١٢٠]- برايشان داستان دو مرد را بيان كن كه به يكى دو تاكستان داده بوديم و بر گرد آنها نخلها و در ميانشان كشتزار كرده بوديم ... حاصل از آن او بود. به دوستش كه با او گفت و گو مىكرد گفت: من به مال از تو بيشتر و به افراد پيروزترم. و آن مرد ستم بر خويشتن كرده به باغ خود درآمد و گفت: نپندارم كه اين باغ هرگز از ميان برود. و نپندارم كه قيامت هم بيايد.» بنگر كه دوست داشتن دنيا و زينت آن بدين گونه به حالتى روانى و درونى (غرور و ستمگرى) و سپس اجتماعى (برترى جويى و فخر فروشى به يكديگر) تبديل مىشود.
/ ٨٠ «وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ- و افزون جويى در داراييها،» آنچه به ملكيّت درآيد از انواع پولها و زمين و درخت و كالاها و طرحها و آنچه بدين ماند.
«وَ الْأَوْلادِ- و فرزندان،» پسران و ياران، و اين مسابقه دادن بيشتر اوقات به نبردى ميان مردم تبديل مىشود و دنيا دوستى بين آنان در چار چوبهاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى متمركز گشته به صورت نبرد نيروهاى استكبارى و بزرگى طلب و مسابقه آنها در غارت ثروتهاى جهان و بهرهجويى از آنها به سود خود و چيره شدن بر آنها از طريق پيوستن آنها به حوزه نفوذ خويش درمىآيد.
[١٢٠] - الكهف/ ٣٢ تا ٣٥.