تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤٥
عكس العمل مؤمنان و اجتماع كه در صورت افشاى حقيقت اين گروه گمراه متوجّه آنها مىشود، در حصار آن سوگندها و تظاهرها پناه مىگيرند.
وانگهى نقش پليد و خطرناكى كه منافقان در نهان ايفا مىكنند همان بازداشتن مردم از راه خداست كه در رهبرى مكتبى نمودار شده، و از رهبرى نيز به نوبه خود در حزب و خطّ او در اجتماع متمثّل و نمودار شده است، و اين هر دو در نقطهاى مركزى تجلّى مىكنند كه همان رهبرى مكتبى و همان راه خداست. [٣] و با تمام تكلّف و تصنّعى كه منافقان با سوگندهاى مختلف، اظهار ايمان بدان مىكنند، در واقع با آن مىجنگند و مردم را از آن باز مىدارند. و شهادت دادنها و سوگندهاى اعلان شده آنان جز دامهاى شيطان نيست، و اين صورتى از دروغگويى آنهاست كه خدا بر آنها شهادت مىدهد.
«إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ- آنچه مىكنند ناپسند است.»/ ٤١١ اين خاتمه آيه براى آن آمده است تا تأكيد كند كه منافقان صناعت كلام و زبانآورى و شعارهاى درخشان را بخوبى مىدانند، و در اظهار دوستى به رهبرى هنرنمايى مىكنند، ولى شايسته است كه مؤمنان به آنان فريفته نشوند، زيرا كارهايشان كاملًا مناقض و مخالف گفتههايشان است. و اين دو آيه تصويرى روشن از نفاق و منافقان (دورويى و دورويان) به دست مىدهند كه مىتوان آن را به سكّهاى كه دوروى دارد تعبير كرد: يكى از آن دو مظهرى است نيك و گيرنده و ديگرى مخبرى بد و زننده، يكى گلى است زيبا و سرزنده و ديگرى خارى است زهرآگين و خلنده.
از ويژگيهاى برنامه داشتن قرآن در نقد و سنجش اعمال و اشخاص اين است كه وقتى از عملى بد (مانند بازداشتن مردم از راه خدا) سخن مىگويد بدى آن را تأكيد مىكند تا اقدام كنندگان بدان الگوى پيروى ديگران نشوند بلكه نمونههايى
[٣] - اخبارى بسيار وجود دارد كه اين معنى را مىرساند: امام أبو الحسن (ع) گفت: «سبيل هو الوصى- راه همان وصىّ است» نور الثقلين، ج ٥، ص ٣٣٤.