تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٨ - شرح آيات
رسالتهاى خداست. پس براى داعيه داران تورات در حالى كه با هدايت خرد مخالفت مىورزند، و رسالت خدا را تكذيب مىكنند، جز اين كه به خر تشبيه شوند چه باقى مانده است؟
/ ٣٨٤ «بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ- بد مثلى است مثل مردمى كه آيات خدا را دروغ مىشمردهاند.» آنجا كه به تحقيق آن آيات راه و وسيلهاى است كه انسان را به صلاح و ارزشهاى نيك (يعنى هدايت) رهبرى مىكند، راهى را كه بدان سو مىرفت گم كردند و در گمراهى و ظلم به خبط و خطا دچار شدند. شاعران درباره اين مثل شعرهايى به نظم درآوردهاند كه شايد طرفهترين آنها گفته يكى از آنان باشد كه گويد
راويانى كه نسبت بدانچه حمل و نقل مىكنند نادانند مانند شترهايى هستند كه جزوهدان بر آنان حمل مىشود نه بار بردن شتران سودى به جزوهدان دارد و نه شتر از كشيدن بار جزوهدان سودى مىبرد.
«وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ- و خدا ستمكاران را هدايت نمىكند.» چرا اينان از ستمكاران شمرده شدهاند؟ به نظر مىرسد بدين سبب كه امثال اينان- دين فروشان و داعيهداران علم- بيگمان تطبيق روح آيات را رها مىكنند و آنها را تكذيب مىكنند و از مواضع خود منحرف مىسازند تا از عيّاشان و مستكبران درهمى چند به دست آورند، پس نزد خدا به آنان ملحق مىشوند و از ستمكاران به شمار مىآيند. و چون خداوند ستمكاران را هدايت نمىكند اينان از چارچوب و حلقه عالمان به خدا بيرون مىآيند و ممكن نيست سفيران ميان خدا و بندگان مؤمن او شوند، و آراء آنها حجّتى شرعى نمىشوند، زيرا آن آراء و فتواها برانگيخته از وسوسههاى شيطان است نه وحى رحمان، و از اينجاست كه شرع مقدّس فقيه غير عادل را هيچگاه فقيه نمىشمارد.
[٦- ٧] يهوديان به ورطه تكذيب و ستمگرى نسبت به آيات در افتادند و مصداق مثل خدا درباره خود بودند «كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً- مانند مثل