تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٩ - شرح آيات
چنين است شكل حقيقى و درستى كه بايد رابطه جامعه مؤمن با دشمنان خداى عزّ و جلّ بدين گونه باشد كه در اعلان دشمنى پيگير و مداوم مجسّم شده است و هيچ عاطفه و خواست و مصلحتى آن را نمىگسلد و دگرگون نمىكند.
«أَبَداً- هميشه.» بلى، اگر مشركان و گمراهان به ايمان به حق هدايت يافتند، پس از آن موجبى براى موضعگيرى بيزارى نمايى (كفر نسبت به دشمنان، و اظهار دشمنى و كينهتوزى) باقى نمىماند، از آن رو كه مؤمن با كسى به سبب نژادپرستى يا قوميّت يا به سبب كينههاى موروثى يا مصلحتهاى گوناگون ديگر دشمنى نمىورزد، بلكه براستى در تمام موضعگيريها، مبادى او را وادار به اتّخاذ چنان مواضعى مىكند، و چنان است كه امير مؤمنان على (عليه السّلام) در توصيف مؤمن گويد: «كتاب خدا زمام او را به دست گرفته، پس (قرآن) رهبر و امام اوست، به هر جا او را ببرد مىرود و هر جا او را فرود آورد فرود مىآيد.» «حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ- تا وقتى كه به خداى يكتا ايمان بياوريد.» اين مقطع را گفته خداوند در آيه (٧) تفسير مىكند «عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عادَيْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً- شايد خداى ميان شما و كسانى كه با آنها دشمنى مىورزيد دوستى پديد آورد»، و دوستى ميان مؤمنان و دشمنان وقتى ممكن مىشود كه آنها ايمان بياورند و از امثال خود و گمراهى كناره گيرند يا به رهبرى مؤمنان تسليم شوند.
/ ٣٠٧ قرآن سپس يك نكته از زندگى ابراهيم (عليه السّلام) را مستثنى مىدارد و آن را بررسى مىكند و پيچيدگى و غموض را كه پيرامون آن وجود دارد بر طرف مىسازد و مىگويد
«إِلَّا قَوْلَ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَ ما أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ- مگر آن گاه كه ابراهيم پدرش را گفت كه براى تو آمرزش مىطلبم، زيرا نمىتوانم عذاب خدا را از تو بگردانم.» اين آيه دو تفسير دارد