تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٦ - شرح آيات
براى مؤمنان و تبعيد از مدينه به سرزمين شام و جز آن براى يهوديان مقرر شد. قرآن در اينجا ما را به گذشت اسلام متوجّه مىسازد، و اين كه چگونه فرزندان اين مكتب از ديدگاه و به انگيزه كينتوزى نبرد نمىكنند بلكه نبردشان معلول انگيزههاى الهى و انسانى است، پس با تسليم شدن يهوديان، و دست يافتن مؤمنان بر آنان، رهبرى مكتبى به انتقامجويى تشويق نكرد، بلكه فرمان خدا را در اين قضيّه دائر بر تبعيد ايشان و مصادره داراييهاشان- جز آنچه در طول سفر بدان نياز داشتند- اجرا كرد.
و اين به خودى خود تأكيدى است ديگر بر اين كه موضعگيرى اسلام نسبت به اهل كتاب بر پايه مطامع يا نژادپرستى يا هر چيز ديگر بجز حق نهاده نشده است، و گرنه آنان را مىكشتند و به بردگى مىگرفتند و زنانشان را كنيز خود مىكردند.
«وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا- و اگر نه آن بود كه خدا تبعيد را بر آنها مقرر كرده بود، در دنيا به عذاب گرفتارشان مىكرد.» به دست مؤمنان يا به طريقى ديگر، بىآنكه امر منحصر به تبعيدشان شود، يا عذابشان را به آخرت موكول مىكرد، «وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابُ النَّارِ- و در آخرتشان عذاب آتش است.» از اين آيه درمىيابيم كه عذابى كه مجرم مصرّ در دنيا مىبيند عذاب آخرت را از او برنمىدارد بلكه هر دو عذاب را با هم مىبيند.
/ ٢٢٢ آيا خداوند تبعيد را بر آنان مقرر داشت و مسلمانان فرمان او را به اجرا درآوردند و اين تنها براى اين بود كه آنها يهودى بودند، چنان كه صهيونيستهاى كينتوز ادّعا مىكنند و سينههاى يهوديان جهان را با دشمنى و كينه به وسيله تبليغات گمراه كننده و برنامههاى تربيتى منحرف خود بر ضد اسلام و مسلمانان انباشته مىكنند؟! هرگز ... بلكه آنچه روى داد نتيجه عهد شكنى و خيانت آنها در دو پيمان و جنگشان با خدا و پيامبر او بود.
«ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ- و اين به كيفر آن بود كه با خدا و پيامبرش ستيزه كردند.» يعنى در برابر اين دو در جانب «دو شقىّ» ديگر ايستادند، و خود را به جنگ