تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٠ - شرح آيات
كفران (اين همزيستى) پردازند و توطئه كنند، از ذمّه و تعهّد اسلام خارج شدهاند، و جنگ با آنان و تبعيدشان از سرزمين مسلمانان واجب است. و اين درست همان چيزى است كه با يهوديان بنى نضير و جز آنان شد. و اين رأى به واقع نزديكتر است تا تفسير «كفروا» به معنى نپذيرفتن اسلام، زيرا خداوند آنان را به پذيرفتن اسلام مجبور نمىكند و هرگز نصرانى يا يهودى بودن ايشان موجب جنگ با آنان شمرده نمىشود. بلكه حق زندگى امن در ذمّه اسلام و مسلمانان براى آنان واجب شناخته شده و از آنان همچون هر هموطن مسلمان، ضمن پيمانها و حدودى كه در كتابهاى فقهى بتفصيل آمده، دفاع و حمايت مىشود. اين امير مؤمنان (عليه السلام) است كه از تجاوزى كه به يك زن مسلمان در سايه (حكومت ظاهرى) او شده هم چنان كه از تجاوزى كه به زنى از اهل كتاب شده است يكسان آزرده و متألّم مىشود و فرقى ميان آن دو نمىنهد و مىگويد: «شنيدهام مردى از مهاجمان به خانه زنى مسلمان و زنى كه با پيمان در پناه اسلام است درآمده، گردنبند و دستبند و گوشواره و خلخال آنان را به در مىآورده است ... اگر از اين پس مرد مسلمانى از غم چنين حادثه بميرد، چه جاى سرزنش اوست، كه در ديده من شايسته و درخور واكنش اوست.» [٦] اين همان واقعيّت اسلام و ديدگاه درستى است كه شايسته است در تحليل تاريخ و موضعگيريهاى مسلمانان نسبت به اهل كتاب در نظر گرفته شود، اما كينتوزيهايى كه از جانب صهيونيستها و صليبيان متوجّه اين دو حقيقت است جز بر شالوده حسد و هواها و مصالح نهاده نشده، و بطبع پس از پيوستن كنست و واتيكان به گردونه استكبار جهانى اين امر واضحتر است. بلى، اگر اهل كتاب به تحريف كتاب خود پردازند، و به راه ضديّت با ارزشهاى حقيقى بيفتند، و به مسير جنگ با اسلام و رهبرى و پيروان آن در آيند، جنگ با آنها واجب مىشود، زيرا در اين صورت به هيچ رو بهرهاى از رسالتهاى خدا و پيامبران او ندارند.
ديگر بار به آغاز اين آيه برمىگرديم كه گويد: «هو- اوست آن خدايى
[٦] - نهج، خ ٢٧، ترجمه دكتر شهيدى، بنگريد به ص ٢٧- ٢٨.