تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٨ - شرح آيات
اجابت نكند و زبانش بر ياد و نام او نگردد، نمىتواند از تسبيح او به صورت تكوينى سرپيچد، و نمىتواند با اراده و قوانين او مقاومت و مخالفت ورزد، و بلكه براى او امكان ندارد كه تا ابد در همين حال سرپيچى باقى ماند، پس اگر تا كنون به اراده و اختيار خود اجابت حق نكرده است در قيامت، آنجا كه حسابرسى از آن خداست با تمام وجود خود تمكين خواهد كرد و سر فرود خواهد آورد.
و انحراف نادر انسان از مسير هستى پيرامون خود، در صورتى كه امر پروردگارش را اجابت نكند، چيزى از شأن خداى عزّ و جلّ را تغيير نمىدهد، و ذات او منزّه است خواه آفريدگانش او را تسبيح گويند يا نگويند و اين از آن روست كه والايى و فراتر بودن او از داشتن شريك و ناتوانى و محدوديت حقايقى است ذاتى نه اكتسابى.
«وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ- و اوست پيروزمند حكيم.» عزّت و حكمت او در هستى، و در حركت بشريّت و در كتابى كه در آن خود را به آفريدگانش مىنماياند، جلوهگر شده است، و قرآن اين دو صفت (عزّت و حكمت يعنى چيرگى و حكيم بودن) را در آغاز و پايان اين سوره كه ديگر آياتش تجلّيات همين دو صفت است تأكيد مىكند،/ ٢١٥ در اين سوره سخن از شكست دشمنان خدا و پيروزى او پيامبرانش بر آنان رفته كه نشان عزّت و چيرگى اوست، و نيز تدبير او و حكمت پارهاى از احكام و قانونگذاريهاى او بيان شده كه نمايانگر حكمت او است.
[٢] قرآن يكى از رويدادهاى تاريخى را يادآور مىشود كه در آثار و رويدادهاى آن عزّت و حكمت خدا منعكس شده، و تصويرى از چيرگى او و پيامبرانش را برابر ما مىگذارد و گفتار قرآن جلوههاى عزّت و حكمت او را از يكديگر جدا مىكند، پس با عزّت و چيرگى خود شكست دشمنان و پيروزى پيامبر خود و مؤمنان را مقرّر داشت، و با حكمت خويش اين پيروزى بزرگ را بدون دادن قربانيها به مسلمانان بخشيد.
«هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ