تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٨ - شرح آيات
بسيار نجوا مىكردند، و آنان كه اينك (پس از نزول آيه) به سبب بخل از نجوا خوددارى كردند، و اگر سخنانى كه محرمانه با پيامبر (ص) در ميان مىگذاشتند اهميّتى مىداشت خوددارى از نجوا را ترجيح نمىدادند و با دولتمندى خود از تقديم صدقهها ترسيدند، خداوند به رحمت و منّت خود حكم اين ماليّات را كه دلالت بر چارهگرى بر پديده نجواى منفى داشت نسخ كرد. و قرآن سرزنش خود را متوجّه كسانى كرد كه از ترس پرداخت صدقه از نجوا كردن خوددارى ورزيدند يا نجوا كردند و صدقهاى چنان كه خدا به آنان امر كرده بود، ندادند، يا به سبب فقر و كمى مال توانايى بر آن نداشتند
«أَ أَشْفَقْتُمْ- آيا ترسيديد، (و پروا كرديد)؟» گفتهاند: اشفاق، بيم از مكروه است، پس معناى آن چنين مىشود: آيا بر شما دشوار آمد كه پيش از نجوا كردن با پيامبر (ص) صدقه بپردازيد؟
«أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ- كه پيش از نجوا كردنتان صدقهها بدهيد،»/ ١٧٥ و نگفت صدقه (به لفظ مفرد) و اين دلالت بر وجود دستهاى از مسلمانان دارد كه با پيامبر بسيار نجوا مىكردند كه مستلزم پرداخت صدقههاى بسيار مىبود، و از آنجا كه خداى تعالى با اصل نجوا كردن مخالف نبود و از ضرورت و حقّانيت آن از جانب مخلصان و پاكدلان، و در پارهاى موارد آن آگاه بود، به كسانى كه مالى براى صدقه نمىيافتند رحم كرد و توبه كسانى را كه از پرداخت آن بيم داشتند نيز پذيرفت.
«فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ- حال كه چنان نكرده (و صدقه ندادهايد) و خدا نيز توبه شما را پذيرفته است،» كه دلالت بر تقصير كسانى دارد كه مورد نظر آيه كريم بودهاند. از مصداقهاى رحمت و مهربانى در آنجا (فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) و توبه در اينجا (تاب اللَّه عليكم) نسخ فريضه صدقه به هنگام نجواست، و به دنبال آن بازگرداندن و ارجاع مسلمانان به انجام تكاليف واجب نخستين آنان كه مهمترين آن واجبات نماز است،