تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٨ - شرح آيات
اعتماد مىكند، همان پرهيزگارى خدا و بيم از اوست كه بر/ ١٤٧ پايه ايمان به خدا و احساس درونى مراقبت هميشگى و دقيق او بر اعمال ما استوار است.
«وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ- و خدا به كارهايى كه مىكنيد آگاه است.» يعنى نه فقط ظاهر را مىداند بلكه از باطن، مانند نيّتها و انگيزههاى پنهانى انسان نيز آگاه است. در قرآن بيشتر جايها، پس از بيان حدّ يا قانون يا نظامى به مراقبت خداوند اشاره مىشود تا راه هر گونه انحراف و سرپيچى و گريز از مسئوليّت را ببندد، زيرا انسان هر چند بتواند در برابر ديگران (جامعه، و حاكم شرع) بدين وسايل متوسّل شود، در برابر خدا راهى براى گريز نمىيابد، چه خدا حتى بيش از شخص او از حالش آگاه است.
در اينجا شايسته است يادآورى كنيم در صورتى كه مرد پس از ظهار اراده طلاق كند، پرداخت كفّاره ساقط مىشود. شايد كسى بخواهد اين طلاق را براى گريز از پرداخت كفّاره واجب بر خود وسيله قرار دهد و سپس به زن خود رجوع كند، ولى در چنين حالى كفّاره از گردن او ساقط نمىشود، و خداوند بر حذر داشته است كه كسى در برابر شريعت و قانون او بدين حيله متوسّل شود. از يزيد الكناسى نقل شده كه گفت: «از ابو جعفر (ع) درباره مردى كه زن خود را ظهار مىكند و سپس او را طلاقى قطعى مىدهد سؤال كردم، گفت: «اگر زن را طلاقى قطعى دهد، ظهار باطل مىشود و طلاق ظهار را از ميان مىبرد. گفتم: آيا مرد حق دارد به زن رجوع كند؟ گفت: آرى، وى زن اوست، پس اگر مرد بدو رجوع كند آنچه بر ظهار كننده پيش از آنكه با يكديگر تماس حاصل كنند واجب است بر آن مرد واجب مىشود». [١٨] آرى، اگر زن را بواقع طلاق دهد، يا زن پس از گذراندن عدّه با ديگرى تزويج كند و آن گاه اين شخص نيز او را طلاق دهد، مرد نخستين حق دارد بدون
[١٨] - الوسائل، ج ٥، ص ٥١٨ كه كافى آن را در فروع خود، ج ٢، ص ١٩٢ نقل كرده، من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ١٧٣، تهذيب الاحكام، ج ٢، ص ٢٥٤.