تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٦ - شرح آيات
معقول و خردپسند است، زيرا كسى كه كارى بكند و ديگر بار بخواهد نظير آن را انجام دهد، ناگزير نيز به همان ماهيّت برمىگردد، و نيز كسى كه كارى بكند و بخواهد آن را ابطال كند بدان كار بازمىگردد زيرا تصرّف در چيزى به نابود كردن آن ممكن نيست مگر با بازگشت بدان. [١٦] «فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا- پيش از آن كه با يكديگر تماس يابند، بايد بندهاى را آزاد كنند،» «ثُمَّ يَعُودُونَ لِما قالُوا- آن گاه به آنچه گفتهاند برمىگردند،» يعنى بدان زناشويى كه در صيغه عقد همسرى خود گفتهاند برمىگردند يا به ظهار برمىگردند به قصد آن كه آن را نقض و چاره كنند، و اين يا آن وجه يكسان است زيرا معنى يكى است كه همان اراده همآغوشىاى باشد كه با ظهار بر خود حرام كردهاند. ولى يك سؤال باقى مىماند: چگونه اين معنى را از اين كلمه (يعودون) استفاده و استنباط كردهاند؟
قرطبى به احتمال اوّل چنين پاسخ مىدهد: تحقيق اين سخن آن است كه عزم گفتارى است نفسانى و درونى، و اين مرد سخنى گفت كه مقتضى حلال كردن بود و همان نكاح است و نيز سخنى ديگر گفت كه مقتضى حرام كردن شد و همان ظهار است، سپس بدانچه گفته بود كه همان حلال كردن باشد برگشت، و صحيح نيست كه (در اين برگشتن) عقدى ديگر را ابتدائا منعقد كند زيرا عقد نخستين هم چنان باقى است، پس مطلبى ديگر نمىماند جز اين كه براستى اين سخن (يعنى صيغه ظهار) بيان عزمى است مخالف با چيزى كه در واقع بدان عقيده دارد و در ضمير خويش سخنى از ظهار گفته كه آن را بدين عبارت خود خبر داده است: تو بر من مانند پشت مادرم هستى (و در واقع بنا خواست عقل و دل خود صيغهاى جارى كرده) و حال كه چنين شده كفّاره مىدهد و به زن خود رجوع مىكند. [١٧]
[١٦] - الرّازى، تفسير، ج ٢٩، ص ٢٠٩.
[١٧] - تفسير قرطبى، ج ١٧، ص ٢٨١.