تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٢ - شرح آيات
است
«وَ إِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ- و آنان سخنى «منكر» (و ناپسند عقل) مىگويند،» و «منكر» خلاف معروف است كه عقل آن را مىشناسد.
«وَ زُوراً- و دروغ (و باطل)،» و «زور» همان گفته باطل و حكمى است كه به حقّ و واقعيّت مستند نباشد، خداوند گويد: «وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ [٦]- آنان كه گواهى دروغ نمىدهند» «شهادة الزّور» يعنى گواهى دروغ.
«وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ- و خدا از گناهان در گذرنده است و آمرزنده است.» خدا از منكر در مىگذرد و آن را عفو مىكند و دروغ و باطل را از كسى كه توبه كند و پس از جاهليّت به اسلام عمل كند مىآمرزد، زيرا او آنچه را پيش از آن مىپنداشته نابود كرده است، در اين صورت ظهار، چنان كه اهل جاهليّت گمان مىپندارند پس از وقوع بدون رجوع نيست. آرى، اين رسم جاهليّت زشت و ناهنجارى است كه جز بر باطل استوار نبوده و جز به خوار كردن و در هم شكستن انسان نمىانجاميده، امّا دين خدا بواقع بر حق استوار است و هدفش جز خير انسان و رحمت و هدايت او نيست.
و از آنجا كه اين دو صفت از آن خداست در نفس ما بذر اميد و آرزومندى مىكارد و شك نيست كه نزول اين آيه (مشعر بر دو صفت الهى: عفو و آمرزش) بدان روز اثر مثبت گسترده و ژرف خود را در ميان مردمى بسيار و زندگى اجتماعى و خانوادگى آنان نهاد، زيرا اسلام يكى از غل و زنجيرهاى دوران جاهليّت را كه بر گردن آنان بود و از تباهى و اسارت حاصل از آن شكايت مىكردند، از گردن آنان برداشت، و بويژه آن زنان ناتوان كه/ ١٤٣ بر اثر ظهار سرگردان و مقيّد و در بند مىشدند،
[٦] - الفرقان/ ٧٢.