تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٧ - شرح آيات
خدا سخن زنى را كه درباره شوهرش با تو به مجادله آمده است ... تا پايان اين آيات.» عايشه گفت: بغايت بزرگ است آن كه گوشش همه صداها را مىشنود، اين زن با پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) گفتگو مىكند و من در آن سوى اتاق پارهاى از سخن او را مىشنوم و پارهاى از آن را نمىشنوم، و در اين حال خداوند آيه مىفرستد: «قَدْ سَمِعَ ...- خدا شنيد ...» چون پيامبر (ص) اين آيات را بر شوهر تلاوت كرد، بدو گفت: آيا مىتوانى بندهاى را آزاد كنى؟ گفت: اكنون تمام دارايى من از دستم رفته و بهاى بنده گران است و من اندك مايه گفت: پس آيا مىتوانى دو ماه پياپى روزه بگيرى؟ گفت: اى پيامبر خدا من اگر روزى سه وعده نخورم چشمم رنجور مىشود/ ١٣٨ و مىترسم كه چشمم تار شود، گفت: پس آيا مىتوانى شصت بينوا را اطعام دهى؟ گفت: به خدا سوگند، نه، مگر آن كه تو اى رسول خدا! در اين كار به من يارى دهى، پس گفت: من پانزده صاع طعام به تو كمك مىدهم و نيز براى تو بركت مىطلبم، پس پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) پانزده صاع بدو كمك داد و براى او بركت خواست و كار آن زن و شوهر را به سامان رساند. [٣] چون آيات اين درس را در پرتو اين متن تاريخى مورد توجّه قرار دهيم به دو نكته راه مىبريم نخست اين كه اين رويداد مناسبتى براى نزول وحى شد تا اثرى رساتر داشته باشد، و همچنين است بيشتر رويدادهايى كه همزمان با نزول آياتى از قرآن حكيم شده است. دوم نزول و حضور وحى است به هنگام بروز مسائل و مشكلات امّت، پس وحى انديشههايى خيالى و دور از واقع نيست بلكه با هر رويدادى حضور دارد، و شاهد قضيهاى است و اين حضور وحى را محور آسياب و گردونه امّت و پايه ساختن تمدن آن قرار داده است.
پس شگفت نيست كه خوله اميد دارد مشكلش نزد پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) حل شود و حتى تا حدّ جدال با او گفتگو مىكند، زيرا وى همچون هر
[٣] - مجمع البيان، ج ٩، ص ٢٤٦.