تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢٧ - رهنمودهايى از آيات
ديگر بار هنگام سخن گفتن از مؤمنان، و اين نشان مىدهد كه هر يك از اين دو دسته به صورت گروهى و دسته جمعى به سرنوشت خود محشور مىشوند.
شايد اين سوره از آن رو بدين نام خوانده شده، و قرآن دو بار بر اين نام تأكيد كرده است، تا طبيعت تأثير گذارى و همكارى ميان فرزندان جامعه را به ما بفهماند، پس مردم مطابق با اعمال و وابستگيهاشان به دوزخ يا بهشت رانده مىشوند، و اين مقياس اساسى در زندگى انسان است، پس وقتى آدمى بخواهد خود را بشناسد، يا بخواهد ديگران او را بشناسند، بر او و بر ديگران تكليفى نيست مگر آن كه كسانى را كه او از نظر اجتماعى و علمى به آنها وابسته است بشناسند، اگر آنها مردمى صالح بودند وى نيز از آنان و صالح است، و اگر منحرف بودند او نيز چنان است.
احاديث مروى تأكيد مىكند كه همانا شناختن مردان به شناختن كسانى كه پيرامونشان را گرفتهاند كامل مىشود./ ٥٣٨ پس شناختن رهبر به اطرافيان او، و جوان به يارانش، و نظام به كاركنان در آن، و دولت به كسانى از طبقات اجتماع كه از آن پشتيبانى مىكنند كامل مىشود و صورت مىگيرد.
سليمان (ع) گفت
«درباره مردى هيچ داورى نكنيد مگر آن كه بنگريد كه با چه كس همنشينى مىكند، زيرا مرد را به همانندان و دوستانش شناسند و به ياران و برادرانش نسبت دهند». [٨٧] امام على (ع) در سفارش به پسر خود حسين- عليهما السلام- گويد
«با اهل خير همنشينى كن تا از آنان باشى، و از اهل شرّ دورى گزين تا از آنها متمايز باشى». [٨٨] پس زندگى فردى و پراكنده نيست، بلكه به صورت گروهى و جنس به جنس (زمرا زمرا گروه گروه) جريان دارد، و اگر خود شخصى را نشناسى
[٨٧] - بحار الانوار، ج ٧٤، ص ١٨٨.
[٨٨] - همان مأخذ.