تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢٤ - شرح آيات
ميان اين دو فرق هست، در آخرت به ترازويى محسوس تبديل مىشود كه مردم آن را مىبينند.
«وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ- و پيامبران و گواهان را بياورند،» و ايشان ترازويى ديگر براى شناخت حق و باطل و حسابرسى مردمند، پيامبران با عصمت/ ٥٣٣ و رفتار نمونهاى خود ترازويند، در حالى كه شهدا به سبب موضعگيريها و گواه بودنشان در اجتماعات خود كه در پيشاپيش آنها بودهاند تراز و ميزان محسوب مىشوند، و شايد شهدا در اين جا شاملتر و فراگيرتر از آن است كه آن را به كسانى كه براى حق جهاد كرده و در خون خود خفتهاند منحصر كنيم، بلكه هر كسى است به حق پيوسته و ملتزم آن بوده و بر مردم حجّت شده است. پس ايّوب (ع) حجّت است بر كسانى كه در برابر گرفتارى و آزمون مىگريزند، و يوسف (ع) حجّت است بر كسانى كه به زيبايى خود مىنازند، هم چنان كسانى كه ضدّ ترور و سختگيرى طاغوتان و گردنكشان مىشورند و پيشروى مىكنند بر نشستگان و سر به زير افكندگان وامانده حجّت هستند.
و آن گاه كه اين دو ترازو را حاضر آورند مردم را به آن دو (انبيا و شهدا) حسابرسى كنند و حق در آن دو جلوهگر شود.
«وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ- و در ميان مردم به حق داورى شود و بر كسى ستم نرود.» نبودن ستم نتيجه مترتّب بر حقّانى و عقلانى بودن مقياسهاست، و به راستى قاضى عادى به سبب پيروى خود از باطل در قضاوتش ستم مىكند، و تا وقتى امر چنين است، پس اين مردمند كه اگر محكوم به عذاب شوند خود به سبب مخالفتشان با حق بر خويش ستم كردهاند. و خدا در اين باره گويد: «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ- خدا به مردم هيچ ستم نمىكند ولى مردم خود به خويشتن ستم مىكنند». [٨٦]
[٨٦] - يونس/ ٤٤.