تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٧ - شرح آيات
- خدا هيچ فرزندى ندارد و هيچ خدايى با او نيست. اگر چنين مىبود هر خدايى با آفريدگان خود به سويى مىكشيد و بر يكديگر برترى مىجستند. خدا از آن گونه كه او را وصف مىكنند، منزّه است». [٣٨] اين جا مثالى از وضع واقع ما وجود دارد، چه بعضى از دولتهاى مستضعف در چارچوب وابستگيهاى گوناگون به سر مىبرند و قدرتهاى شرق و غرب بر سر آنها كشمكش دارند، و اين پيكار در زمين آنها و به دست خود آنها صورت مىگيرد و در نتيجه خسارت و زيان از آن ايشان و سود از آن سروران و آقايان مىشود، مثال ديگر در اين مورد جريانى است/ ٤٧٧ كه امروز در كامبوج مىگذرد كه قدرتهاى جهانى چند بر سر خاك آن ديار و به دست فرزندان همان كشور ليكن به مصلحت بيگانگان با يكديگر مىجنگند، و شهرها ويران و نزديك به سه ميليون تن بشر از مردم كامبوج كشته شدهاند.
خدايانى كه به جاى خداى يكتا پرستيده مىشوند جز نمادهايى از نيروهايى سياسى و اجتماعى نيستند كه براى برده ساختن بشر مىجنگند و براى بشر بلا و مصيبت مىآفرينند. و چيزى ما را رهايى نمىبخشد جز آزاد شدن از قيد پرستش آنها و شوريدن بر تسلّط آنها براى نجات از اختلافات و جنگهايشان كه امروز ما را چون دانه گندم زير آسيا سنگ خود به كلّى خرد كرده است.
«وَ رَجُلًا سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا- و مردى كه تنها از آن يكى باشد. آيا اين دو با هم برابرند؟» هرگز ... مردى كه تنها ذاتى به نام اللَّه او را رهبرى مىكند و در عرصه شهوتها و فشارها و مصالح ديگران درنمىآيد همواره آزاد و مستقيم در راهى واحد به سر مىبرد و تندباد اختلافات او را نمىپيچاند و طغيان زده نمىشود و با مشكل چند اربابى روبرو نمىگردد، وى از آن كشمكشها و زد و خوردها نمىهراسد و قدرتها بر سر او به مبارزه نمىپردازند، به راستى كه او دور از تمايلات شيطان و آزمنديهاى
[٣٨] - المؤمنون/ ٩١.