تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢ - شرح آيات
آنها مىگذراند.
«فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها- پس زمين مرده را به آن زنده مىكنيم،» بيا، به سوى زمينى مرده كه ببينى مردم از گرسنگى به خاك هلاك افتاده و جانداران زار و نزار شدهاند و پهنه زمين از تشنگى به شكايت مىنالد، و چون پروردگار بر آن آبى فرو بارد به جنبش درآيد و زندگى به آدمى روى آورد و جانداران جانى تازه گيرند، اين نمودارى از مظاهر شكفتن زندگى است.
«كَذلِكَ النُّشُورُ- رستاخيز قيامت نيز چنين است.» [١٠] همان گونه كه پروردگار زمين را به وسيله باران زنده مىكند، و همان سان كه مردگان را هر گونه بخواهد به روز رستاخيز برمىانگيزد، همين طور پروردگار ما جامعه عقب نگاهداشتهاى را كه سكون گورستان بر آن احاطه يافته است به عزّت و چيرگى خود زنده مىكند، پس اگر مجتمعى استقلال و پيشرفت و عزّت و در نتيجه زندگى بخواهد بر عهده آن مجتمع است كه با كردار نيك و سخن پاكيزه و خوش به جانب خداوند عروج كند و خود را فرا برد.
اين قدرت خداست كه اين سرزمينى را كه همه چيز در آن مرده است به جنبش و زندگى باز مىآورد، پس چگونه رستاخيز و قيامت را انكار مىكنند؟ آيا باور ندارند كه پروردگار ما قادر باشد نظر چنين بارانى را بر گورهاى آنان ببارد، و زندگى در آن گورها ببالد، همان گونه كه كشتزار مىرويد و مىبالد، و مردم از گورهاى خود بيرون آيند، همان سان كه گياهان سر از خاك برمىآورند؟ برخى روايات بر اين انديشه دلالت دارد كه خداوند چهل صبحگاه از آسمان باران مىفرستد و جسمها مىرويند، و زمين مانند زهدان مادر مىشود.
«مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً- هر كه خواهان عزّت است بداند كه عزّت، همگى از آن خداست.» نه نزد شريكانى (كه براى او تراشيدهاند)، مگر نه اين كه (هر كس به غير خدا عزّت جويد ذليل و خوار شود)؟