تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣٤ - شرح آيات
است.» طلع بساك نورسته درخت خرماست كه از ميان ليف و سبزينه بيرون مىآيد و/ ٢٤١ در آغاز، پيش از آن كه دانههاى غوره خرما و رطب از هم جدا شوند شبيه غلاف خنجر يا شمشير است، و شايد از آن رو طلع ناميده شده كه به طلوع هلال ماه شباهت دارد، يا از آن رو كه نخستين چيزى از ميوه است كه برمىآيد.
[٦٦] و از آن جا كه دوزخيان رنج گرسنگى را مىكشند و چيزى نمىيابند كه بخورند، بساك و ميوه زقّوم را مىخورند.
«فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ- دوزخيان از آن مىخورند و شكمها را انباشته مىسازند.» همان گونه كه شكمهايشان را در دنيا با حرام انباشتند.
[٦٧] پس از خوردن زقّوم به شدّت احساس تشنگى مىكنند، و آب مىجويند و مايعات سوزان را مىنوشند تا با آن حرارت آتشهايى را كه خوردهاند فرونشانند ولى بدين وسيله شكنجهاى بر عذابشان مىافزايد.
«ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ- و بر سر آن آميزهاى از آب سوزان مىنوشند.» نيز در روايت است كه
«آن گاه آب مىطلبند و جرعهاى آب جوشان كه حرارتش به منتهى درجه رسيده مىنوشند و چون آن را نزديك چهرههايشان مىبرند، رخسارشان كباب مىشود، و اين است مورد گفته خدا: «يشوى الوجوه- چهرهها را كباب مىكند» [٢٦] و چون به شكمهايشان رسد اندرونشان را بگدازد» [٢٧].
[٦٨] آنها مىپندارند آبى كه مىطلبند آنها را از عذاب و سوزش خلاص مىكند ولى باز به همان عذاب دچار مىشوند.
[٢٦] - الكهف/ ٢٩.
[٢٧] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٠٤.