تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٣ - شرح آيات
آنچه در هستى وجود دارد آفريدهاى است كه براى وجود خود به او نيازمند است، و اين بيان به بشر- در حالى كه پروردگارش را بپرستد- شعور و احساسى به هماهنگى با طبيعت پيرامونش مىبخشد، و اگر به خدا شرك آورد بر عكس اين خواهد بود.
/ ١٩٩ «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ رَبُّ الْمَشارِقِ- پروردگار آسمانها و زمين است و هر چه در ميان آنهاست. و پروردگار مشرقهاست.» شايد حقايق علمى كه مىگويد هر ستاره و سيّارهاى مدارى خاصّ خود دارد، و مشرق و مغربش با آن ديگرى تفاوت مىكند، بخشى از اين آيه را كه در آن كلمه مشارق به صورت جمع آمده روشن سازد.
در اين مورد احتمالى ديگر هم براى معنى اين كلمه وجود دارد و آن اين است كه: سفر خورشيد از سالى به سالى (يا بهتر بگوييم حركت ساليانه زمين بر گرد خورشيد) مستلزم وجود مشرقهايى به تعداد روزهاى سال براى آن است.
شايد تخصيص مشرقها بدون ذكر مغربها بدين سبب باشد كه آفتاب پرستان مسحور و فريفته دميدن و سر برآوردن خورشيد بودهاند و آن را در آن حال مىپرستيدند، و اين وضع مقتضى تأكيد بر اين امر بوده كه همانا خداست كه پروردگار مشرقهاست.
[٦] امّا درباره ستارگانى كه دستههايى از مردم آنها را به جاى خدا، معبود خود قرار مىدهند، خواه به سبب اعتقادشان به اين كه ظاهر و غايب شدن آنها در زندگى بشر تأثير مىكند، يا به سبب شيفتگى آنان به درخشندگى و زيبايى ستارگان، قرآن نقش آنها را در آسمان روشن مىسازد و مىگويد
«إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا- ما آسمان فرودين را بياراستيم،» آسمان نزديك به زمين را ...
«بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ- به زينت ستارگان.» اين ستارگان در آسمانهاى ديگر نيز وجود دارند ولى به سبب فقدان اكسيژن و هوا در فضاى آنها كه مانع پايدارى نور و بازتاب آن مىشود، زينت آن آسمانها