تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٦ - شرح آيات
دست مىزند چه رسد به تمام نعمتها.
سياق آيه اشاره مىكند كه مىسزد كه انسان نپندارد كه اين نعمت براى او خوب است ... بلكه بىيقين اين آزمون و امتحانى است، و ممكن است استدراجى از جانب خدا باشد (كه او را غافل بگذارد و درجه به درجه در آن غفلت بكشاندش)، و در روايت از امير المؤمنين عليه السلام آمده است
/ ٥٠٦ «اى آدميزاده! چون ديدى پروردگار تو، سبحانه نعمت را بر تو ادامه مىدهد و پياپى مىفرستد، در حالى كه تو او را نافرمانى مىكنى، از او بپرهيز». [٦٠] و همو- عليه السلام- گفت
«چه بسيار كسى كه با احسان و نعمت بخشى (خدا) بدو درجه به درجه از پلكّان غفلت فرو رفته، و با پردهپوشى بر گناهش فريب خورده، و با گفته نيك ديگران در حق خود به آزمون گرفته شده، و خدا كسى را بدان سان كه از طريق مهلت دادن آزمايش مىكند، نيازموده است». [٦١] اسلام به ما فرمان مىدهد كه از نعمتها سخت بر حذر باشيم و احتياط كنيم تا ما را نفريبد. امير المؤمنين- عليه السلام- گويد
«اى مردم! بايد خدا به هنگام نعمت شما را ترسان بيند، چنان كه از كيفر هراسان. آن كه گشايشى در مالش پديد گرديد و گشايش را چون دامى پنهان نديد، خود را از كارى بيمناك در امان پنداشت، و آن كه تنگدست شد و تنگدستى را آزمايشى به حساب نياورد پاداشى را كه اميد آن مىرفت، ضايع گذاشت». [٦٢] بلكه واجب است بيم انسان از توانگرى بيشتر از بيم او از فقر، و از تندرستى بيش از بيمارى باشد. چه خداى سبحان حرج (و سختگيرى) را از بيمار
[٦٠] - بحار الانوار، ج ٧٣، ص ٣٨٣ (اصل اين بيان در نهج البلاغه، حكمت ٢٥، ص ٣٦٤ است- م.)
[٦١] - همان مأخذ و صفحه، (اصل اين بيان در نهج البلاغه حكمت ١١٦، ص ٣٨١ و حكمت ٢٦٠، ص ٤٠٣ است- م.)
[٦٢] - همان مأخذ و صفحه (اصل اين بيان در نهج البلاغه، ترجمه دكتر شهيدى، حكمت ٣٥٨، ص ٤٢٤ است- م.)