تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٤ - شرح آيات
مىشود بديهاى اعمالى كه مرتكب شدهاند آشكار مىشود.
و بايد اين آيه به مجسّم شدن اعمال اشاره داشته باشد، آن جا كه بديها به صورت كژدمها و مارها و آتشهاى شعله بركشيده در مىآيد، و دليل اين احتمال، گفته خداى متعال است
«وَ حاقَ بِهِمْ- و گرداگردشان را بگرفت.» يعنى از هر طرف آنها را احاطه كرد، «ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ- آنچه مسخرهاش مىكردند.» پس همان رسالتى كه آن را مسخره مىكردند آنها را هلاك ساخت، و قرآن در روز رستاخيز كسانى را كه در اين جا از آن پيروى كردهاند در آن جا به بهشت رهبرى مىكند، و كسانى را كه از در اين جا از آن روى گرداندهاند در آن جا به دوزخ مىراند. و همچنين است تمام رسالتهاى الهى.
[٤٩] سياق آيه در بيان اين معنى پيش مىرود كه ثروت ارزش مطلق نيست، زيرا نه تنها در آخرت به هيچ نحو مانع عذاب خدا نمىشود بلكه در دنيا نيز وقتى مصيبت و گزند گريبانگير آدمى مىشود او را مىبينى كه پروردگار خود را مىخواند، ولى او بىدرنگ نعمتها را به خود نسبت مىدهد، و ادّعا مىكند كه در واقع با علم و دانش خود بر آنها دست يافته است. هرگز، به راستى كه تمام نعمتها از سوى خداست ولى اين نعمت بخشى دليل بر گرامى بودن وى نزد خدا نيست، بلكه فقط آزمونى است كه خدا بدان وسيله آفريده خود را مىآزمايد.
«فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ- چون آدمى را گزندى رسد ما را مىخواند، و چون از جانب خويش نعمتى ارزانيش داريم، گويد: به سبب دانائيم اين نعمت را به من دادهاند.»/ ٥٠٥ اين آيه آيه هشتم همين سوره را تكميل مىكند، كه بر حسب آن انسان آن جا نجات را به همتايان نسبت مىدهد در حالى كه در اين جا آن را به خود نسبت مىدهد، و تفاوت آشكار است، در مرتبه نخست غير خود را خدا پنداشته و به خدايى گرفته، و در مرتبه دوّم خويشتن را خدا شمرده است، و اعتقاد دارد نعمتى كه بدو