تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٧٤ - شرح آيات
بسيارى از مردم به دروغ بستن بر خدا دست مىزنند ولى خود نمىفهمند، و آن هنگامى است كه بى آن كه خدا تسلّط و اختيارى به آنان داده باشد مىگويند
اين حلال است و اين حرام (و از پيش خود به تعيين بايست و نبايست و شايست و ناشايست مىپردازند).
جرم كسى كه بر خدا دروغ بندد بزرگ است و چيزى معادل آن نيست مگر دروغ شمردن سخنى راست كه از نزد خدا مىآيد، زيرا انسان نسبت به شناخت راستى و راست شمردن آن مسئول است، و روا نيست كه پيش خود چنين توجيه كند و بگويد: از كجا راستى و درستى اين ادّعا را بدانيم؟
«وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ- و سخن راستى را كه بر او آمده است تكذيب مىكند،»/ ٤٨٥ و پاداش اين يك و آن يك به سر بردن در جهنّم است، زيرا هر دو با هم كافرند.
«أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ- آيا كافران را در جهنم جايگاهى نيست؟» سياق آيه پاسخ را به عهده خود آنها مىگذارد تا به زبان خويش بدان اقرار كنند.
[٣٣] در مقابل آنها راستگويان قرار دارند كه چون از خويشتن برون آيند حق را به روشنى تمام مىبينند، زيرا مشكل آن كس كه حق را نمىبيند فروبستگى خود اوست، و آيا آفتاب به درون اتاقى دربسته كه در آن پردهها آويختهاند وارد مىشود؟ هرگز ... پس بر انسان است كه دل خود را گشوده دارد و پردهها و پوششها را از خويشتن برگيرد، تا نور خدا به سرتاسر دل او درآيد و بتابد.
«وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ- و كسى كه سخن راست آورد و تصديقش كرد،» «جاءَ بِالصِّدْقِ- راست را آورد» يعنى بدان دعوت كرد، مانند پيامبر، و «صَدَّقَ بِهِ- و آن را تصديق كرد» يعنى بدانچه ايمان دارد پايبند شد، پس ايمان به