تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٥ - شرح آيات
دميدن روح از خدا در انسان و پيش از سجود بدو ويژگى داشتن بشر را به امتيازاتى مىرساند كه در ديگر جانداران يافت نمىشود، و پيداست كه روح در اين جا همان عقلى است كه پروردگار سبحان ما در آيهاى ديگر درباره آن گويد
«يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي- تو را از روح مىپرسند. بگو: روح جزئى از فرمان پروردگار من است». [٧٣] «فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ- پس همه سجدهاش كنيد.» و بدين سان پروردگار ما در زندگى بشر مبدأ سجود براى خدا از طريق سرسپردن و تسليم به جانشينان او/ ٤٠٥ در زمين بنيان نهاد، و فرشتگان نيز كه از عزيزترين آفريدگان خدايند ايشان را سجده مىكنند زيرا خدا روح خود را در آدمى دميده و او را جانشين خويش در زمين ساخته است.
[٧٣] هنگامى كه خدا فرمان سجود به آدم را داد تمام فرشتگان پذيرفتند از سر ايمان به وجوب تسليم مطلق و بىچون و چرا به ذات او- عزّ و جلّ- و اين كه هر اجتهاد يا قياسى در برابر فرمان او باطل است و از صاحب خود رفع مسئوليّت نمىكند.
«فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ- همه فرشتگان سجده كردند.» كافى بود كه آيه به همين جا پايان يابد تا مراد را برساند، ولى پروردگار ما براى تأكيد بدان مىافزايد و مىگويد
«أَجْمَعُونَ- به تمامى.» و به راستى كه عظمت فرشتگان در اين خضوع و فروتنى خود به خدا و به كسى بود كه فرمان خضوع نسبت بدو داده بود.
[٧٤] آن گاه پروردگار ما ابليس را از سجده گزاران جدا مىكند كه تكبّر ورزيد و غرور و بزرگى جويى بر او دست يافت و به نافرمانى پرداخت.
«إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ- مگر ابليس كه بزرگى
[٧٣] - الإسراء/ ٨٥.