تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٠ - شرح آيات
- سبحانه و تعالى- درگرفت در پيرامون حكمت آفرينش انسان بود كه در زمين فساد مىكند و خونها را مىريزد، ولى پروردگار ما آن روز به آنان گفت: «إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ- من آن دانم كه شما نمىدانيد». [٦٩] و از دانش خدا آن بود كه پيامبران را مبعوث مىكند، و گروهى از مردم به ايشان ايمان مىآورند، و در پرستش پروردگار خود پاكدلى مىورزند، بر رغم توفانهاى شهوت و عوامل بازدارنده خويشتن بزرگى و بىخبرى، و فشارهاى سركشان و طاغوتان، كه اين همه اين گروه را همان برگزيدگان مردم قرار مىدهد كه خدا به وجود ايشان بر فرشتگان مقرّب خود مباهات كرد و باليد.
در نصّهاى اسلامى چنين مىخوانيم: موضوعى كه نزد ساكنان عالم بالا در آن مناقشه مىشد كردارهاى نيكى بود كه مخلصان بشر بدان مبادرت مىكنند. از ابن عباس از پيامبر (ص) نقل است كه گفت: «پروردگارم مرا گفت: آيا مىدانى در عالم بالا درباره چه چيزى مناقشه مىكنند؟ گفتم: نه، گفت: در كفّارهها و درجهها گفت و گو كردند، امّا كفّارهها، به تمامى رساندن وضو به اندامهاست، و گام نهادن به نمازهاى جماعت، و منتظر نمازى از پس نماز پيشين ماندن، امّا درجات عبارت است از سلام آشكار دادن و خورانيدن طعام و نماز شب در حالى كه مردم در خوابند». [٧٠]/ ٣٩٩ روايتى دوم از پيامبر (ص) مىافزايد: «و ولايت من ولايت اهل بيت من تا مرگ». [٧١] چون در سياق اين آيات بينديشيم بيگمان درمىيابيم كه بزرگترين هدفهاى آفرينش بشر همان يكتاپرستى و توحيد خداست، و توحيد بنده نسبت به پروردگارش تحقق نمىيابد مگر به سر سپردن به ولايت خدا و ولايت كسى كه خدا درفش ولايت را براى او بسته و بدو سپرده، و مردود شمردن نظيران و خداوارگانى كه به
[٦٩] - البقرة/ ٣٠.
[٧٠] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٧٠.
[٧١] - همان مأخذ.