تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٤ - شرح آيات
گناه نباشد، و اگر خدا چنان مىكرد هيچ كس از او نافرمانى نمىكرد، ولى فرمانبردارييى كه خدا مىخواهد آن طاعتى است كه به انگيزه شناخت بدو و بيم از آينده نافرمانى، و آگاهى از نتايج فرمانبردارى صورت گيرد. خداى تعالى گويد
«وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ- اگر پروردگار تو بخواهد، همه كسانى كه در روى زمينند ايمان مىآورند. آيا تو مردم را به اجبار وامىدارى كه ايمان بياورند؟» [١٠] و گويد: «وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ- اگر خدا بخواهد كه مردم را به گناهشان هلاك كند، بر روى زمين هيچ جنبندهاى باقى نگذارد، ولى عذابشان را تا مدّتى معيّن به تأخير مىافكند. و چون اجلشان فرا رسد، يك ساعت پس و پيش نشوند» [١١] و امام صادق (ع) گفت
«چون ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را ديد، روى بگرداند و مردى را ديد كه زنا مىكند، پس بر او نفرين كرد، و او بمرد، سپس ديگر را بديد و نفرين كرد و او هم بمرد، آن گاه سه تن را بديد و نفرين كرد و آن سه بمردند، سپس خدا بدو وحى كرد كه اى ابراهيم درخواست تو مستجاب است پس بندگان مرا نفرين مكن، زيرا اگر من مىخواستم آنان را نمىآفريدم، من آفريدگانم را به سه دسته آفريدهام، دستهاى كه مرا مىپرستند و هيچ چيزى را شريك من نمىآورند كه به آنان پاداش نيك مىدهم، و دستهاى كه جز مرا مىپرستند كه چيزى از دست من نمىرود، و دسته كه خود جز مرا مىپرستند و من از پشت آنها كسانى را به وجود مىآورم كه مرا مىپرستند». [١٢] سوّم: براى آن كه بر مردم حجّت را تمام كند، و آنان با وجود فرصتى كه پروردگار در دنيا به آنها داده است پس از مرگ از او درخواست مىكنند كه به دنيا
[١٠] - يونس/ ٩٩.
[١١] - النحل/ ٦١.
[١٢] - نور الثقلين، ج ١، ص ٧٣٢.