تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٠ - شرح آيات
/ ٢٨٧ [١٤٩] پس از آن كه پروردگار ما داستانهاى پيامبران را به پايان مىرساند، داستانهايى كه در آنها بر بندگى ايشان نسبت به خود تأكيد مىكند تا ادعاى مشركان را دائر بر خدا بودن ايشان نفى كند، و اين معنى از خلال آيه كريم «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ- او از بندگان مؤمن بود»، كه نقش عامل مشترك ميان تمام آن داستانها را دارد، روشن مىشود، از سوى ديگر تمام تصوّراتى را كه مشركان پيرامون فرشتگان و جن ساختهاند نفى مىكند، و مهمترين آن تصوّرات ادّعاى آنهاست دائر بر نسبت دادن آنان به خداى عزّ و جلّ به عنوان وسيلهاى براى خدا شمردن آن آفريدگان. و در سياق آيات مىبينيم كه خدا به پيامبر خود مىفرمايد كه در اين باره از مشركان بازجويى كند و بپرسد
«فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ- از ايشان بازپرس: آيا دختران از آن پروردگار تو باشند و پسران از آن ايشان؟» و «استفتاء» همان گرفتن فتوى و رأى و نظر است.
[١٥٠] اگر پيامبر از آنها مىپرسيد بيگمان مىگفتند آرى، ولى سخن آنها بر چه دليلى استوار بود؟ آيا آفريده شدن فرشتگان را به چشم خود ديده بودند؟
«أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُونَ- آيا وقتى كه ما فرشتگان را زن مىآفريديم آنها مىديدند؟» كسى كه چيزى را به چشم خود ببيند ممكن است راست بودن آنچه را ديده است مدّعى شود، و ادّعاى او منطقى باشد، در حالى كه آنان آفريده شدن فرشتگان را نديدهاند تا ماهيّتشان را بشناسند، و اين آيه تفكّر جاهلى را درباره فرشتگان از پايه درهم مىشكند، چه ما را بدين نكته رهنمون مىشود كه آن طرز تفكّر تنها پندار و گمانى است موهوم و هيچ دليلى بر آن وجود ندارد.
[١٥١- ١٥٢] با آن كه ظاهر دو آيه گذشته در پيرامون فرشتگان انديشه مؤنث بودن فرشتگان را چاره مىكند، امّا هدف قرآن از اين گفتگو همان درهم شكستن عقيده به خدا بودن فرشتگان است. بدين معنى كه برخى از مشركان مىپنداشتند فرشتگان از خداى يكتا زاده شدهاند و بنا بر اين خود نيز خدايانى هستند،