تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٩ - شرح آيات
انجام دهد.
«وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ- و او را به رسالت بر صد هزار كس يا بيشتر فرستاديم.» قرآن دقيقا شماره آنان را معيّن نكرده است، زيرا مجموعهاى انسانى كه در منطقهاى وجود دارد به سبب عوامل گوناگون از جمله زايمان و مرگ و مهاجرت از آن جامعه يا بدان جامعه كم و زياد مىشود.
[١٤٨] اين بار چون يونس نزد قوم خود بازگشت در تغيير دادن آنان كامياب شد.
«فَآمَنُوا- پس ايمان آوردند،» و نمونه و مثالى از امّتى شدند كه از تجربههاى منفى خود در راه بالا گرفتن و پيشرفت خود بهره جست. قوم يونس كه خود عذاب را بر در دروازهها ديده و مسئول اين واقعيت بودند، براى خود بهانه نتراشيدند و به توجيهاتى واهى نپرداختند و عناد و مخالفت نورزيدند، بلكه مسئوليّت را پذيرفتند و نسبت به حق فروتنى كردند و تسليم شدند، از اين رو خدا ايشان را بالا برد و خير و بركت بر آنان فرو فرستاد.
ضرورتى ندارد كه عذاب به صورت ابرى تيره يا خسوفى از خشم خدا باشد، بلكه همان از هم گسيختگى و فقر و عقبماندگى و مشكلات فردى و اجتماعى مىتواند عذاب باشد، و اين هم اكنون در وضع فعلى امّت اسلامى وجود دارد، و واجب آن است كه اين وضع در درون خود تغيير كند تا خدا نيز عقبماندگى ناشى از اين وضع را به تمدّن و شكوفايى دگرگون سازد. و اين نمىشود مگر به ايمان، و اين امت يونس است كه چون ايمان آورد، خدا درباره آن امّت گويد
«فَمَتَّعْناهُمْ إِلى حِينٍ- پس تا (در پرتو ايمان) زنده بودند برخورداريشان داديم.» امّا اين برخوردارى و بركت ديرى نپاييد، زيرا آنها عامل اصلى آن برخوردارى و بهرهگيرى را كه همان ايمان است نگهدارى نكردند، و تا وقتى كه ايمان در ميانشان وجود داشت در برخوردارى و بهرهيابى به سر بردند.