تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٩ - شرح آيات
است ... و نام بعلبك در داستان بقاع بر نام فينيقى آن كه بعل البقاع بوده دلالت دارد». [٥٢] [١٢٤] قرآن رسالت الياس را در سه امر خلاصه مىكند كه عبارت است از
يكم: دعوت به پرهيزگارى خداى عزّ و جلّ.
«إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ- به مردم خود گفت: آيا پروا نمىكنيد؟» و اين دعوت تمام پيامبران است از قوم خود، زيرا مشكل حقيقى انسان همان دور شدن از پروردگار خويش و سستى ايمانش نسبت به اوست، و بشريت براى درمان كجرويها و مشكلات خود هيچ راهى جز ايمان و پرهيزگارى ندارد.
[١٢٥] دوم: براى آن كه انسان به پروردگار خود بپيوندد و پرهيزگار باشد، واجب است كه بر مشكل شرك چيره شود، از اين رو مىبينيم الياس در همان حال كه قوم خود را به پرهيزگارى خدا فرا مىخواند به آنان امر مىكند كه با/ ٢٧٦ خداوارههاى دروغين و برساخته مبارزه كنند و بستيزند.
«أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ- آيا بعل را به خدايى مىخوانيد، و آن بهترين آفريدگان را وا مىگذاريد؟» خلق آفرينش در اين جا (در كلمه خالقين) به معنى انشاء و پديد آوردن از نيستى مطلق به هستى نيست، بلكه به معنى صناعت و تغيير دادن چيزهاست كه انسان نيز بر بخشى از آن توانايى دارد، ولى خدا بهترين آفرينندگان (به معنى صانعان) است، پس او به پرستش سزاوارتر است. به نظر مىرسد ذكر صفت «أَحْسَنَ الْخالِقِينَ- بهترين آفرينندگان» در اين جا براى آن است كه آن قوم زاد و ولد و نسل را به خداواره خود، بعل نسبت مىدادند، از اين رو الياس نبى به ايشان فرمان داد كه به سبب اين اعتقاد باطل از خدا پروا كنند و اين خرافات را كه در برابر راه پيشرفت و تكاملشان قرار گرفته به دور افكنند.
[٥٢] - المنجد، كتاب الاعلام، ص ١٣٦، چاپ ٢٦ (نامهاى بعل و بعلبك).