تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٨ - شرح آيات
گذاشت و شايستگانى از وارثان آن دو در طول تاريخ آن مشعل را بى آن كه يك روز فروافتد افراشته و روشن نگهداشتند.
دوم: نام نيك آن دو را در سر تا سر شرق و غرب و تا ابد جاودان ساخت.
[١٢١- ١٢٢] از آن جا كه خدا اين داستانها را براى روشن ساختن و تأكيد حقيقتى اصلى و محورى كه در اين سوره وجود دارد ياد كرده است، باز مىگردد تا آن را تأكيد كند، و آن حقيقت اين است كه سرانجام نيك از آن نيكوكاران است.
«إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ* إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ- ما نيكوكاران را اين چنين پاداش مىدهيم* آن دو از بندگان مؤمن ما بودند.» ناگزير بايد ملاحظه كنيم كه اين آيه پس از ذكر مجموعهاى از حقايق مربوط به زندگى هر پيامبر مىآيد، از زندگى نوح (ع) پس از ذكر نجات، و از زندگى ابراهيم پس از ذكر فرزندان شايسته، و از زندگى موسى پس از ذكر پيروزى و رهيابى، و ايشان را در ياد و نامى نيك كه در سلام بر ايشان خلاصه كرده است شريك مىسازد،/ ٢٧٥ و معنى اين آن است كه پاداش نيكوكاران منحصر به نام نيك نمىشود، بلكه شامل تمام اين امور و چيزهايى است كه در داستانهاى ديگر خواهد آمد. تلخيصى كه قرآن از شرح زندگى ايشان به عمل آورده از باب حصر و محدود ساختن به همان خلاصه نيست بلكه خواسته است در اين سوره اشارههايى كوتاه براى ما بكند، امّا براى آگاهى از جزئيّات مىتوانيم آنها را از خلال مراجعه به سورههاى ديگر بشناسيم.
[١٢٣] «وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ- و الياس از پيامبران بود.» پيداست كه او از انبياء بنى اسراييل بود، گويند وى در لبنان در منطقه بعلبك زيسته، و آن منطقه را از آن رو بدين نام ناميدهاند كه اهل آن ديار بدان روزگار خداوارهاى را براى خود مىپرستيدند كه آن را بعل مىخواندند. مؤلف كتاب المنجد گويد: «بعل: نامى است كه بر شمارى از خداوارههاى سامى نهاده شده كه مشهورترين آنها معبودى فينيقى است، كه خداواره فراوانى و تناسل