تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٢ - شرح آيات
مگر نه آن كه شيطان به اسراف و تبذير، و فحشاء و منكر، و تجاوز و ستمگرى و گردنكشى يعنى آنچه بشر آنها را- لا اقل وقتى از ديگران سرزند- زشت مىشمارد و هر عاقلى انتساب آنها را به خود نفى و رد مىكند، فرمان مىدهد؟! همه مىدانيم كه بديهاى بشريّت از ستم و تجاوز و خودپرستى و بخل و تنبلى و اختلاف سرچشمه مىگيرد، و همه مىدانيم كه اينها از وسوسه شيطان است، پس آيا نبايد او را دشمن خود بدانيم؟! پرستش شيطان به معنى سجده كردن بدو نيست، بلكه فرمانبردارى هشيارانه و تسليم به فريبكارى اوست.
/ ١٥٧ پرستش شيطان در فرمانبردارى از پادشاهان ستمگر و طاغوتان سلطه و ثروت مجسّم مىشود و شكل مىيابد.
فخر رازى درباره اين گفته (خداى متعال): «لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ- شيطان را نپرستيد» گويد: معنايش اين است كه: از او فرمان نبريد، به دليل اين كه آنچه از آن نهى شده تنها سجده كردن بدو نيست، بلكه سرسپردن به فرمان و اطاعت كردن از اوست، و اطاعت همان پرستش است. امّا گفته شود: پس ما به موجب اين گفته خداى تعالى كه گويد: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ- از خدا اطاعت كنيد و از رسول و اولى الامر خويش فرمان بريد». [٣٠] مأمور به پرستش اميرانيم، زيرا ما مىگوييم: فرمانبردارى از ايشان وقتى به فرمان خدا باشد جز عبادتى نسبت به خدا و اطاعتى براى او نيست، و افزوده است: همانا پرستيدن اميران همان فرمانبردارى از آنها در مواردى است كه خدا آن را اذن نداده است. [٣١] [٦١] رد كردن پرستش شيطان (آدمى را) براى پرستش خدا آماده مىسازد،
[٣٠] - النساء/ ٥٩.
[٣١] - تفسير الكبير، فخر رازى، ج ٢٦، ص ٩٦.