قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٥
٤- شعارهاى اصولى
پس از ظهور عصر روشنگرى در اروپا و پديدار شدن اصحاب دايرة المعارف
به زعامت «ديدرو» و ساير روشنگران چون «لاك»، «منتسكيو» و «ژان ژاك روسو»، كلماتى
چون انسان ذى حق، آزادى و حقوق فطرى آنان آرام آرام شكل گرفت و در اذهان مردم آن
روزگار رسوخ كرد. همين تعليمات و روشنگرىها، زمينهساز انقلاب كبير فرانسه به سال
١٧٨٩ ميلادى شد. انقلابيون به سال ١٧٩١ از طريق مجلس قانونگذارى شهامت يافتند كه
كلمات «آزادى»، «برابرى» و «برادرى» را شعار خود نمايند. اين بيان درست حدود ١٢
قرن، يعنى ١١٧٦ سال پس از ظهور اسلام بود.
اروپا به تدريج و به زحمت، مىخواست راهى را از ميان سنگلاخها
بگشايد كه اسلام ١٢ قرن قبل، آن را پيموده بود و اين شعارها را عملا به موقع اجراء
گذاشته بود.
با اين بيان حق داريم ادعا كنيم كه اروپا به راهى گام گذاشت كه قرنها
مسلمانان آن را طى كرده و با شعارهاى متعالى توسعه داده و تشريح كرده بودند.
بعضى از اين شعارهاى اصولى كه مقدس و لا يتغير بوده است و حتى در
مواد متعدد اعلاميه حقوق بشر انعكاس يافته، عبارتند از:
الف) اصل برائت:
اين اصل از اصولى بسيار مترقى و عالى در نظام حقوقى اسلام است. هر
چند مضمون و محتواى اين اصل بعد از وقوع انقلابات سياسى- اجتماعى دويستساله اخير
در انگلستان، امريكا، فرانسه و ديگر كشورهاى اروپايى در قوانين اساسى ناشى از اين
انقلابات و همچنين اعلاميه حقوق بشر انعكاس يافته و امروزه تقريبا تمامى قوانين
اساسى كشورها اين اصل را به رسميت شناختهاند ليكن شناخت، احترام و اجراى اين اصل
به عنوان يكى از محورهاى اصلى دادرسى و قضا در اسلام، ١٤ قرن پيش از اين، آن هم در
سرزمينى كه از حيث درجه مدنيت مادى قابل مقايسه با تمدنهاى باستانى نبود، بىشك
از ويژگىهاى شگفتانگيز تعاليم اسلامى است.
كاربرد اصل مذكور در عصرى كه حقوق فطرى و طبيعى و الهى بشر در ديدگاه
سلاطين زورمدار و خودكامه كوچكترين جايگاهى نداشت و براى عزت و كرامت انسانها شأن
و مقامى ملحوظ نمىشد از مزاياى اسلام انقلابى است.
در سازمانهاى اجتماعى تمدنهاى باستانى، تقسيم كار و تجزيه جامعه به
طبقات