قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٣٢٠
١. قول حنفيه
از نظر فرقۀ حنفيه، قسم را ابتدا مدعى عليه شروع مىكند؛ زيرا
در اين صورت، مطابق اصل «البينة على المدعى و اليمين على من انكر» عمل مىشود.
البته اولياى دم مقتول، قسمخورندگان را خود انتخاب مىنمايند؛ زيرا سوگند دادن حق
اولياى دم است و آنان مىتوانند اين سوگند را به هر كسى كه متهم به قتل است حواله
دهند.
مفاد سوگندى كه مدعى عليه بايد در قسامه تكرار كند چنين است: «به خدا
من نكشتم و نمىدانم قاتل او چه كسى است؟» دليلى كه براى نظريهى فوق دارند روايتى
است كه بخارى از سعيد بن عبيد طاعى و او از بشير بن يسار نقل كرد كه پيامبر در
خصوص قتل سهل بن ابى حثمه فرمودند: «آيا بينهاى براى قتلش داريد؟» گفتند: «ما
بينه نداريم.» پيامبر گفت: «پس براى شما قسامه اجرا نمايند.» گفتند: «ما به قسم
قوم يهود راضى نيستيم.» آنگاه پيامبر كه از هدر رفتن خون مسلم كراهت داشت ديهاش
را از ١٠٠ شترهاى مخصوص صدقه پرداخت كرد.» [١]
همچنين به اين روايت صحيح كه بخارى و ابو داوود از ابى سلمه و سليمان
بن يسار از مردان انصار روايت كردهاند، نيز استدلال شده است. پيامبر دستور داد كه
قوم يهود براى خلاصى، ٥٠ سوگند ياد كنند. آنان امتناع كردند. پيامبر به انصار گفت:
«شما قسم بخوريد.» آنان گفتند: «ما به غيب قسم نمىخوريم.» سپس پيامبر ديه را بر
عهدۀ يهود مقرّر كرد.
[٢]
روايت ديگرى را كاسانى از زياد بن ابى مريم نقل كرد كه گفت: «مردى
پيش پيامبر آمد و گفت: «يا رسول اللّه! برادرم را مقتول در قبيله فلان يافتم»
پيامبر فرمودند: «بر او درود و سلام، ٥٠ نفر از آنان (از قبيله فلان) را جمع كن و
به آنان سوگند بده كه بگويند ما نكشتيم و نمىدانيم چه كسى كشت؟» سپس آن مرد گفت:
«يا رسول اللّه! غير از اين، برادرى ندارم!» پيامبر گفت: «بلكه به جاى آن صد شتر
دارى.» [٣] اين مطلب
دلالت
[١] كاسانى، بدايع الصنايع، ج ٧، ص ٢٨٧- ٢٩٠.
[٢] ابن رشد اندلسى، بداية المجتهد، ج ٢،ص ٤٢١.
[٣] كاسانى، همان، ص ٢٨٦.