قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٩٧
پيامبر اكرم (ص) آمده است:
انصر اخاك، ظالما أو مظلوما قال: أنصره مظلوما فكيف أنصره ظالما؟
فقال (ص): كفّه عن الظلم؛
[١] به برادرت، چه در حال ظلم به ديگرى باشد و چه مظلوم واقع شده باشد،
يارى نما.
سؤال شد: يارى مظلوم روشن است اما ظالم را چگونه مىشود يارى نمود؟
فرمودند: او را از ظلم نمودن بازدارى.
٢- ١. تعريف فقهى تعزير
از آنجا كه در روايات بسيارى، واژه «تعزير» و ديگر مشتقات آن همانند
«يعزّر» و «عزّر» وارد شده است، فقها در صدد تعريف اين لفظ بر آمدهاند كه در
اينجا به سخنان برخى از آنان اشاره مىشود.
ابو الصلاح تقى الدين حلبى (٤٤٧- ٣٧٤) در تعريف تعزير چنين مىنويسد:
التعزير تأديب، تعبّد اللّه- سبحانه- به لتردع المعزّر و غيره من
المكلّفين، و هو مستحقّ للاخلال بكلّ واجب و ايثار كل قبيح لم يرد الشرع بتوظيف
الحدّ عليه ...؛ [٢]
تعزير عبارت است از تأديب كه خداوند تعبد آن را جعل نموده است؛ به
منظور اينكه تعزير شونده و ديگر مكلّفين را از ارتكاب عمل ممنوع بازدارد. اين حكم
در موردى كه به امر واجبى اخلال وارد شود يا امر قبيحى از كسى سر زند و در شرع
مجازات معيّنى دربارهى آن وضع نشده باشد ثابت مىشود.
صاحب رياض نيز چنين اظهار داشته است:
و اذا لم تقدّر العقوبة سمّى تعزيرا، و هو لغة التأديب ...؛ [٣] اگر مجازات معيّن
نشد نامش تعزير است كه معناى لغوى آن تأديب است.
صاحب شرايع در همين مورد مىنويسد:
كل ماله عقوبة مقدّرة سمّى حدا و ما ليس كذلك سمّى تعزيرا؛ [٤] هر آنچه كه مجازات
معينى داشت، نامش حدّ است و آنچه كه به اين صورت نباشد تعزير نام دارد.
[١] احمد بن حنبل، مسند، ج ٣، ص ٣٠١. البته در اين كتاب به جاى «كفه عن الظلم»، «تمنعه عن الظلم» آمده است، و در سنن ترمذى، ج ٤،ص ٥٢٣ عبارت «تكفّه عن الظلم» ثبت شده است.
[٢] الكافى فى الفقه، ص ٤٢٦.
[٣] طباطبائى، رياض المسائل، ج ٢، ص ٤٥٩.
[٤] محقق حلّى، شرايع الاسلام، يك جلدى، ص ٣٤٤.