قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٣٢٢
نداشتم و سبب قتل او نشدهام.» دليل اين قول، قضاوت پيامبر در داستان
سهل بن ابى حثمه است كه گفت: «قوم يهود ٥٠ قسم بخورند و تبرئه شوند.»
حال اگر اولياى دم قسم اقامه نكنند و متهم نيز راضى به اداى قسامه
نشود، حنابله در اين خصوص مىگويند:
[١] «متهم تبرئه شده و ديه مقتول از بيت المال پرداخت مىشود.»
شافعيه [٢] مىگويند: «در چنين صورتى، سوگند مجددا به اولياى
مقتول بر مىگردد؛ اگر سوگند ادا كردند، متهم مجازات مىشود و اگر اولياى دم مقتول
سوگند نخورند، متهم تبرئه مىشود.»
مالكيه در اين مورد مىگويند: «هر يك از مدعى عليهم كه از قسم امتناع
كند، حبس مىشود تا بميرد يا اداى سوگند كند.» نيز گفته مىشود: «به تحمل صد ضربه
شلاق و يك سال حبس محكوم مىشود.»
حنابله همان طور كه در ساير سوگندها اعتقاد دارند، [٣] نكول از سوگند را
موجب حبس نمىدانند. [٤]
٣. قول شيعه
از نظر شيعه، چنانچه قتل لوث تشخيص داده شود، از متهم خواسته مىشود
كه براى برائت خويش دليل بياورد. اگر او نتوانست براى برائت خويش دليل بياورد، از
اولياى دم خواسته مىشود كه قسامه را اجرا كنند. اگر قسامه را اجرا نمودند، ادعاى
آنان ثابت تشخيص داده مىشود؛ اما اگر اولياى دم از اداى قسامه امتناع ورزند، از
متهم خواسته مىشود كه براى برائت خويش قسامه را اجرا كند. چنانچه قسامه را اجرا
كرد، تبرئه مىشود. در غير اين صورت، به پرداخت ديه محكوم مىشود. [٥]
[١] ابن قدامه، المغنى، ج ٨، ص ٧٨.
[٢] خطيب شربينى، مغنى المحتاج، ج ٤، ص ١١٦.
[٣] القواعد الفقهيه، ص ٣٤٨.
[٤] الزحيلى، الفقه الاسلامى و ادلّته، ج ٦،ص ٤٠٦.
[٥] امام خمينى، تحرير الوسيله، صص ٣٠٦، ٣٠٧؛ شهيد ثانى، شرح لمعه، ص ١١٠ به بعد؛ آيت اللّه خويى، مبانى تكملة المنهاج، ص ١١ به بعد؛ نجفى، جواهر الكلام، ص ٢٤٤ به بعد.