قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ٢٩٣
تربيت انسانها و متخلق ساختن آنان به اخلاق حسنه و تعالى و رقاء
بشريت تمشيتهاى گوناگون معمول شده و براى پويندگان راه كمال همه گونه وسايل ملحوظ
شده است. در كنار آن، براى متخلفينى كه نسبت به تربيت و تهذيب اخلاق آنان اتمام
حجت كامل شده، مجازاتها و عقوبات سخت شرعيه پيشبينى شده است.
حال در فرض فقدان اجتماع جميع شرايط- كه مهمترين آن، طبق اعتقادات
حقهى شيعه اثنىعشريه وجود انسانهاى كامل در رأس مديريت اجتماعى است كه نقش مؤثر
آن در تربيت جامعه مسلّم و بديهى است- احتمال اينكه اجراى عقوبات شرعيه با ترديد
مواجه شود جدّى است.
به ديگر سخن، اين گونه مجازاتها، در فرض آن شرايط و اوضاع و احوال
است كه مؤمن اگر مورد اغفال شيطان قرار گيرد و مرتكب آن اعمال شود، بلافاصله
پشيمان مىشود و به گفته كريمه «وَ الَّذِينَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
ذَكَرُوا اللّٰهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ»، [١] از خداوند رحيم و
غفور طلب مغفرت و توبه مىكند.
گاهى
نيز چنان از عذاب اخروى بيمناك است كه شرفياب محضر رسول خدا (ص) مىشود و به
منظور تخفيف عذاب الهى اقرار به گناه مىكند، و على رغم آنكه آن حضرت سه بار صورت
مبارك را از وى مىگردانند، براى چهارمين بار با طيب خاطر اقرار مىكند؛ تا حد
شرعى دنيوى بر وى جارى و از اين رهگذر عذاب اخروى را بر خويشتن آسان سازد. [٢]
در چنان جامعهاى مرتكبين جرايم با كمال رضايت قلبى، بدون اندك
ترديدى در رأى صادره، رنج مجازات را متحمل مىشوند. بهترين شاهد اين مدعا تعبيرى
است كه در هنگام اقرار و درخواست اجراى حد از زبان مرتكبين معاصى صادر مىشده است.
تعبير اين است: «طهّرنى طهّرك اللّه» يعنى اى كسى كه خداوند تو را پاك و منزّه از
معاصى گردانده! مرا پاك كن. در اين باره به روايت زير توجه فرماييد:
در زمان امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع)، جوان سيهچهرهاى محكوم
به سرقت شد. قضيه نزد امير (ع) مطرح شد و پس از رسيدگى و احراز جميع شرايط مربوط،
حكم
[١] آل عمران، ١٣٥.
[٢] نك:شهيدثانى، شرح لمعه (دو جلدى)،ج ٢، كتاب الحدود.قضيهىما عز بن مالك و آمدن او نزد رسول اللّه (ص).