قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٢٤
مبحث اول: كليات
١. واژههاى اضطرار و ضرورت
اضطرار مصدر باب افتعال و از مادهى ضرّ به فتح يا ضمّ اول است. ضرّ
با فتح اول متضاد نفع است و معناى آن زيانديدگى است و با ضمّ اول به معناى فقر،
فاقه، تنگدستى، سختى و سوء حال است؛ اعم از اينكه باطنى و معنوى باشد يا ظاهرى و
داراى آثار مشهود در اعضا و جوارح؛ چنانكه قرآن مجيد از بيمارى حضرت ايوب به ضرّ
تعبير كرده و از زبان ايشان فرموده است: «أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ
أَنْتَ أَرْحَمُ الرّٰاحِمِينَ»؛ مرا سختى و گزند رسيده و تو مهربانترين مهربانانى. «فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ فَكَشَفْنٰا
مٰا بِهِ مِنْ ضُرٍّ»؛ پس او را اجابت كرديم و سختى و گزندى كه بر
وى بود بر داشتيم. [١]
لغتشناسانى كه به واژهشناسى قرآن روى آورده و به اصطلاح به مفردات
قرآن و بيان معانى آنها پرداختهاند ضرّ را «ما يصيب الانسان فى نفسه» معنا كردهاند.
در اين ميان، راغب اصفهانى اضطرار را از همين واژه ضرّ به ضمّ دانسته است.
به هر حال، خود اضطرار به معناى احتياج، ناچارى، ناگزيرى و درماندگى
است؛ چنانكه در لسان العرب آمده است: «اضطرار عبارت است از احتياج به چيزى؛ و ضرر
اسم مصدر اضطرار است.» در كتاب مفردات راغب و مجمع البحرين نيز قريب به همين معنا
آمده است. [٢]
٢. شناخت اصطلاحى مفاهيم
فقها و اصوليون تعاريف متعدد و تقريبا مشابهى از اضطرار و مضطرّ
ارائه نمودهاند. از ميان صاحب نظران شيعه، مقدس اردبيلى گفته است: «الاضطرار ما
لم يمكن الصبر عليه مثل الجوع؛
[٣] اضطرار آن است كه صبر بر آن ممكن نباشد؛ مانند گرسنگى.
[١] انبياء، ٨٣-٨٤.
[٢] ابن منظور، لسان العرب، «الاضطرار:الاحتياجالى الشىء و الضرورة اسم مصدر لمصدر الاضطرار»؛ راغباصفهانى، المفردات فى غريب القرآن؛ مجمع البحرين، ذيل ضرر.
[٣] محقق اردبيلى، زبدة البيان فى احكام القرآن، ص ٣٦٣.