قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٨٣
١٣- خيانت (غلول)؛
به دليل: «وَ مَنْ
يَغْلُلْ يَأْتِ بِمٰا غَلَّ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ» (آل عمران، ١٦١).
١٤- خوددارى از پرداخت زكاة واجب؛ به دليل: «يَوْمَ يُحْمىٰ عَلَيْهٰا فِي نٰارِ جَهَنَّمَ» (توبه، ٣٥).
١٥- شهادت دروغ و كتمان شهادت؛ به دليل: «وَ مَنْ يَكْتُمْهٰا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ» (بقره، ٢٨٣).
١٦- شرب خمر؛ به دليل آنكه شرب خمر در عداد بتپرستى مورد نهى قرار گرفته
است.
١٧- ترك عمدى نماز؛ رسول اللّه (ص) فرموده: «هر كس نماز را عمدا ترك كند رابطه خود
را با خدا و رسول او قطع كرده است.»
١٨ و ١٩- نقض عهد و
قطع رحم؛ به دليل: «لَهُمُ
اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ»* (غافر، ٥٢).
چهارم: هرگاه عملى به تصريح نصوص، معصيت كبيره محسوب شود و عمل ديگرى
عقلا و نقلا اشد از آن باشد، آن هم معصيت كبيره است؛ مثلا فتنه كه قرآن فرموده: «الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ»؛ يا دروغ كه
امام صادق (ع) فرموده است: «الكذب شرّ من الشراب» و يا در مورد غيبت گفته شده: «الغيبة اشد من الزّنا»، يا آنكه حبس
كردن زن محصن براى انجام زنا كه عقلا اشد از «قذف» است و يا
جاسوسى كه موجب غلبه كفار مىشود، عقلا از فرار از جهاد اشد است.
پنجم: گناهانى كه به موجب نصوص معتبره، شهادت مرتكبين آنها فاقد
اعتبار مىشود.
در ختام اين بحث نظر شما را به تحليل فلسفى مولانا صدر المتألهين
شيرازى جلب مىكنم. لازم است جهت اطلاع بيشتر به كتاب شريف الشواهد الربوبيه
مراجعه نماييد.
وى اشراق هفتم از مشهد پنجم كتاب خود را به فصلى تحت عنوان «فى ضابطة
يعلم بها كبائر المعاصى عن صغائرها»
[١] اختصاص داده است كه به علت اجتناب از تطويل كلام، از آوردن نظر ايشان
خوددارى مىكنيم. اجمال سخن
آنكه تفاوت زيادى ميان نظر ايشان با نظر فقيهان وجود دارد.
٢. عمل مثبت شخص معين
براى تحقق اعانت بر اثم لازم است كه عمل مثبتى از شخص معين سرزده
باشد و اين معنا در مفهوم اعانت گنجيده است. فعل منفى (ترك فعل) از قبيل سكوت و
عدم اقدام به جلوگيرى از ارتكاب حرام نمىتواند از مصاديق اعانت محسوب شود؛ مثلا
شخصى كه
[١] ملا صدرا، الشواهد الربوبيه، ص ٣٧١.