قواعد فقه - محقق داماد، سيد مصطفى - الصفحة ١٢٧
غير ممكن شده و منتهى به هلاكت نفس مىشود، از قبيل عوارض گرسنگى،
تشنگى، معالجه، مداوا. به طور كلى نجات نفس از هلاكت ناشى از عوارض طبيعى بيشتر
مورد لحاظ صاحب نظران واقع شده است.
ب) مقايسهى اضطرار با اكراه
چنانكه در بحث اكراه و مقايسهى آن با اضطرار مطرح شد ميان اين دو،
شباهتها و تفاوتهايى وجود دارد و مكره و مضطر از جهاتى در وضعيت مشابه و از
جهاتى ديگر در وضعيت متفاوت قرار دارند. مشابهت ميان اين دو در اين است:
١. هر دو در معرض خطر بوده، در شرايط و اوضاع و احوال تهديدآميز بسر مىبرند
و در صورت عدم اقدام، تهديد فعليت يافته، موجب تضرّر يا تلف نفس آنان مىشود.
٢. دست كم در امور كيفرى فرض بر اين است كه راه رهايى از شرايط و موقعيت
مخاطرهآميز منحصر به انجام عملى است كه در شرايط عادى محرّم و محظور است.
٣. اكراه و اضطرار آن چنان شخص را به موضع ناچارى و درماندگى مىكشانند
كه جز تن در دادن به خطر يا ارتكاب فعل حرام راه چارهاى براى وى باقى نمىماند.
٤. اكراه و اضطرار از عناوين ثانويه بوده، موجب تغيير عنوان شرعى فعل
ارتكابى مىشوند و در نهايت، مانع توجه مسئوليت جزايى به عامل شده، موجب رهايى وى
از تحمل مجازات مىشوند.
٥. هر دو موجب فقدان رضا و طيب نفس هستند.
با وجود اين وجوه تشابه ميان اكراه و اضطرار، از چند جهت تفاوت وجود
دارد:
نخست از حيث موقعيت مضطر و مكره و شرايط و اوضاع و احوالى كه آنها را
احاطه كرده و منشأ خطرى كه آن دو را تهديد مىكند.
دوم، آنچه موجب بروز اكراه در مكره مىشود با آنچه سبب وقوع اضطرار
در مضطرّ مىشود متفاوت است؛ در اضطرار، شخص خود را در شرايط، موقعيت و اوضاع و
احوالى مىبيند كه خروج از آن مستلزم ارتكاب فعل حرام است. شرايط و موقعيّت
تهديدآميز به طور طبيعى ايجاد شده و فرد انسانى در بروز آن دخالتى ندارد؛ مانند
موردى كه شخص دچار گرسنگى يا تشنگى شديد شده و هيچ غذا يا آب مباحى براى سدّ جوع
يا رفع عطش و نجات نفس از هلاكت در اختيار نداشته باشد و از سر ناچارى